ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
167
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) حسن بصرى و شعبى پيام فرستاد و آن دو را احضار كرد حسن و شعبى با يك ديگر ديدار كردند . گويد : شعبى فراوان پاس حرمت حسن بصرى را داشت . و من او را گفتم : پدر جان ! ديدمت كه با اين شيخ كارها كردى كه هرگز نسبت به هيچ كس انجام نمىدهى . گفت : پسر جان ! هفتاد تن از ياران پيامبر را ديدهام ، و هيچ كس را از اين شيخ شبيهتر به آنان نديدهام . گويد حسن بن موسى ما را خبر داد و گفت از ابو خيثمه زهير بن معاويه شنيدم مىگفت ابو اسحاق همدانى ما را گفت كه * حسن بصرى شبيه ياران پيامبر ( ص ) بود . گويد قبيصة بن عقبه ، از سفيان ، از يونس ما را خبر داد كه مىگفته است * حسن بصرى مردى بسيار اندوهگين بود و محمد بن سيرين مردى شوخ و خندهرو . « 1 » گويد حسن بن موسى اشيب ، از حماد بن سلمه ، از گفتهء حميد و يونس بن عبيد ما را خبر داد كه آن دو مىگفتهاند * فقيهان را ديدهايم و هيچ كس از آنان را جامعتر از حسن نديدهايم . گويد عفان بن مسلم ، از حماد بن زيد ، از يونس ما را خبر داد كه مىگفته است * حسن براى خشنودى خدا سخن مىگفت و اعتراض مىكرد و محمد بن سيرين براى خشنودى خدا سكوت مىكرد . گويد مسلم بن ابراهيم ، از قاسم بن فضل ما را خبر داد كه مىگفته است از عمرو بن مره شنيدم مىگفت * من به سبب وجود اين دو شيخ يعنى حسن بصرى و محمد بن سيرين رشك مىبرم . گويد مسلم بن ابراهيم ، از سلام بن مسكين ما را خبر داد كه مىگفته است ، از قتاده شنيدم مىگفت * حسن از داناترين مردم به حلال و حرام بوده است . گويد عارم بن فضل ، از حماد ، از ابن عون ما را خبر داد كه مىگفته است * كسى را سخاوتمندتر از اين دو شيخ يعنى حسن بصرى و ابن سيرين نديدهام ، ولى حسن بصرى در تقاضاى پذيرفته شدن هديهاش بيشتر اصرار مىكرد . گويد عارم بن فضل ، از حماد بن زيد ، از يونس ما را خبر داد كه مىگفته است * به خدا سوگند حسن در مسئلهء فتنهها و خونها از سران دانشمندان بود .
--> ( 1 ) به گفتهء ايوب سجستانى ، حسن بصرى مىگفته است اين اندوهگينى نتيجهء نفرين مرد صالح على بن ابى طالب عليه السلام است كه در من كارگر افتاده است . لطفا به الكنى و الالقاب ، ج 2 ، ص 75 مراجعه شود .