ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

155

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) اوفى قاضى بصره بوده است . گويد عارم بن فضل از حماد بن زيد ، از هشام بن حسّان از گفته عائشه دختر ضمرة ما را خبر داد كه مىگفته است * زراره روزهاى جمعه نخست در خانه خود نماز ظهر و عصر را مىگزارد و سپس به نماز جمعه‌اى كه حجاج مىگزارد شركت مىكرد . گويد ابو قطن عمرو بن هيثم ، از گفتهء ابو خلده ما را خبر داد كه مىگفته است * زرارة بن اوفى را ديدم كه موهاى ريش خود را با رنگ زرد خضاب مىبست . گويد عارم بن فضل ، از حماد بن زيد ، از ايوب ما را خبر داد كه مىگفته است * محمد بن سيرين را ديدم كه در تشييع جنازه زرارة بن اوفى زير سايه بر پاى ايستاده است و تا هنگامى كه جسد را در گور نهادند همچنان ايستاده بود . ايوب مىگفته است حديث نادرستى براى او نقل شده است . گفته‌اند ، زرارة بن اوفى به سال هفتاد و سه و روزگار خلافت وليد بن عبد الملك به مرگ ناگهانى درگذشته است . محدثى مورد اعتماد بوده و او را حديث‌هايى است . گويد اسحاق بن ابى اسرائيل ، از گفتهء عتاب بن مثنى قشيرى ، از بهز بن حكيم ما را خبر داد كه مىگفته است * زرارة بن اوفى در نماز صبح در مسجد بنى قشير پيشنمازى ايشان را بر عهده داشته است و شروع به خواندن سورهء مدثر كرده و چون به اين آيه رسيده است كه مىفرمايد « هنگامى كه در صور دميده شود آن روز روزى سخت دشوار است و بر كافران آسان نيست » بر زمين افتاده و درگذشته است . بهز مىگويد كه من از كسانى بودم كه پيكرش را برديم . هشام بن هبيرة ضبّى او قاضى بصره و محدثى شناخته شده و كم حديث بوده است . موسى بن اسماعيل ، از وهيب ، از داود ، از عامر ما را خبر داد كه مىگفته است * نامهء هشام بن هبيره را كه براى شريح نوشته بود خواندم . او نوشته بود كه من در جوانى و كم اطلاعى به بسيارى از احكام قضاوت به قضاوت گماشته شده‌ام ، و مرا از رايزنى با كسى مانند تو چاره و گريزى نيست . گويد : هشام به روزگار خلافت عبد الملك و آغاز امارت حجاج بن يوسف بر عراق درگذشته است .