ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
156
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) ابو السوّار عدوى از خاندان عدى بن زيد منات بن اد بن طابخة بن الياس بن مضر است . نام ابو السّوار عدوى حسّان و نام پدرش حريث است . محدثى مورد اعتماد بوده و از على عليه السلام و عمران بن حصين و جز آن دو روايت كرده است . گويد فضل بن دكين ، از قرة بن خالد ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو السوار به روزگار حجاج بن يوسف ثقفى كارگزار و سالار قوم خود بوده است . گويد فضل بن دكين و مسلم بن ابراهيم هر دو ، از قره ، از حميد بن هلال ما را خبر دادند كه ابو السّوار مىگفته است * به خدا سوگند دوست مىداشتم كه چشم من از حدقه بيرون مىآمد و كارگزار و مأمور رسيدگى نمىبودم . مسلم ضمن حديث خود مىافزوده است كه او زنى را تا كنار خانه امير برد كه تسليمش كند و آن جا او را رها كرد . گويد عمرو بن هيثم پدر قطن بن عمرو ، از گفتهء ابو خلده ما را خبر داد كه مىگفته است * بر انگشت ابو السّوار انگشترى آهنين ديدم . گويد عمرو بن هيثم و يحيى بن خليف بن عقبه و ابو نعيم فضل بن دكين همگى از ابو خلده ما را خبر دادند كه مىگفته است * ابو السوار را ديدم كه ريش خود را با رنگ زرد خضاب مىبست . ابو تميمه هجيمى نامش طريف و نام پدرش مجالد و از خاندان تميم است . او به خواست خداوند مورد اعتماد بوده است . او را حديثهايى است . محمد بن عمر واقدى مىگويد او به سال نود و هفت و روزگار خلافت سليمان بن عبد الملك درگذشته است . قسّامة بن زهير مازنى