ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

145

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) فرزدق در سوگ او چنين سرود : « آيا ديدى كه چگونه بزرگ و سالخوردهء مردم درگذشت و او پيش از بعثت محمد ( ص ) زنده بوده است » . « 1 » دغفل بن حنظله سدوسى او محضر حضرت ختمى مرتبت را درك كرده ولى از ايشان چيزى نشنيده است . او كه از دانايان به انساب بوده پيش معاوية بن ابو سفيان رفته است . شهاب عنبرى او پدر حبيب بن شهاب است . گويد عفان بن مسلم ، از يحيى بن سعيد قطّان ، از گفته حبيب پسر شهاب ما را خبر داد كه مىگفته است پدرم برايم نقل كرد و گفت * من نخستين كس بودم كه كنار دروازه شوشتر آتش جنگ را برافروختم . اياس بن قتادة بن اوفى از خاندان عبشمس بن سعد بن زيد منات بن تميم است . مادرش فارعة دختر حميرىّ بن عبادة بن نزّال بن مرة است . قتادة بن اوفى افتخار مصاحبت با رسول خدا ( ص ) را داشته و ميان قوم خود شريف و محترم بوده است . گويد معتمر بن سليمان ، از سلمة بن علقمه براى من نقل شده كه مىگفته است * اياس بن قتاده عمامه بر سر بست و مىخواست به درگاه بشر بن مروان برود ، در آينه نگريست و تار موى سپيدى در چانه خويش ديد ، به كنيز خود گفت آن را بچيند و چون آن را چيد موى سپيد ديگرى ديد ، گفت بنگريد چه كسانى از قوم من بر در خانه‌اند . آنان را پيش او آوردند ، به ايشان گفت : اى بنى تميم ! جوانى خود را به شما ارزانى داشتم و براى شما سپرى كردم ،

--> ( 1 ) الم تر انّ الناس مات كبيرهم * و قد عاش قبل البعث ، بعث محمد مرگ فرزدق به گفتهء زركلى در الاعلام و برو كلمان در تاريخ الادب العربى در سال يكصد و ده هجرى بوده است .