ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
130
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) آوردند نخست قصد كشتن او را كرد و سپس گفت اعدامش مكنيد در گوشه زندان رهايش كنيد تا بميرد . و او را تا هنگام مرگ در زندان داشت . حصين پدر بزرگ عبيد الله بن حسن قاضى مردم بصره بوده است . ابو سهلب جرمى نامش عبد الرحمان و نام پدرش معاويه است . او عموى ابو قلابه جرمى است . محدثى مورد اعتماد و كم حديث بوده و از عمر و عثمان روايت كرده است . غاضرة بن عروة بن سمرة ابن عمرو عنبرى . از افراد خانواده عدى بن جندب است . غاضره از عمر روايت كرده است . گويد عارم بن فضل ، از حماد بن زيد ما را خبر داد و گفت * در يكى از كتابهاى ابو قلابه اين نامه را خواندهام . از عمر بن خطاب به ابو موسى اشعرى ، من همراه غاضرة عنبرى براى تو صحيفههايى فرستادم اگر تا فلان تاريخ پيش تو آمد دويست درم به او بده و اگر پس از آن آمد چيزى به او مده و براى من بنويس كدام روز پيش شما رسيده است . عبد الله بن شقيق عقيلى او از عمر بن خطاب روايت كرده است . او مىگويد بر در خانهء عمر نشسته بوديم ، ابو ذر هم همراه ما بود و گفت من روزهام . پس از اينكه عمر اجازه ورود داد شام آوردند ، ابو ذر خورد . گويد اسماعيل بن ابراهيم اسدى ، از گفته خالد حذّاء - كفش فروش - ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو قلابه از عبد الله بن شقيق ياد كرد و گفت چه نكو مردى بود كاش ساكن باديه نمىشد - از مدينه بيرون نمىرفت . گويد مسلم بن ابراهيم ، از گفته بشر بن كثير اسدى ما را خبر داد كه مىگفته است * بر تن عبد الله بن شقيق بالا پوش خز ديدم . گويند : عبد الله بن شقيق از طرفداران عثمان و با اين