ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

122

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) گويد فضل بن دكين ، از اسرائيل ، از عبد الملك بن ابى بشير ، از فضاله پسر ابو اميه از قول خود ابو اميه ما را خبر داد كه مىگفته است * بردهء عمر بن خطاب بودم و او با من قرار داد آزادى نوشت كه چند وقيه - سيم يا زر - بپردازم و ميزان آن را مشخص و براى من مهلتهايى معين كرد - آن را قسط بندى كرد - و چون قرار داد را نوشت ، به دخترش حفصه پيام فرستاد و دويست درم از او وام گرفت و به من داد . من گفتم همين را به عنوان يكى از اقساط من بپذير . نپذيرفت . پس از دو يا سه سال براى او چادر شب پسنديده‌اى بردم و گفتم اين را بر بستر خود بيفكن نپذيرفت و گفت : از فروش اين براى پرداخت اقساط خود كمك بگير . من از عمر خواستم دربارهء من به كارگزاران نامه بنويسد نپذيرفت و گفت : برو هر چه به همه مردم برسد به تو نيز مىرسد . گويد : پيش عكرمه رفتم و چون موضوع را براى او گفتم ، گفت : به خدا سوگند اين است آنچه كه خداوند متعال در كتاب خود فرموده است كه « و از مال خدا كه به شما داده است به آنان بدهيد » « 1 » گويد قبيصة بن عقبه ، از سفيان ، از عبد الملك بن ابى بشير ، و از فضالة پسر ابو اميه ، از گفتهء پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * عمر بن خطاب با من قرار داد آزادى نوشت و از حفصه دويست درم وام گرفت كه پس از دريافت مقررى خود بپردازد ، و آن را به من داد و چون اين موضوع را به عكرمه گفتم ، گفت : اين كار همان گفتار خداوند است كه « و از مال خدا كه به شما داده است به آنان بدهيد » . گويد فضل بن دكين ، از عيسى بن يحيى خزاعى ما را خبر داد كه مىگفته است ، از عكرمه شنيدم مىگفت * آورده‌اند كه عمر بن خطاب با يكى از بردگان خود به نام ابو اميه قرار داد آزادى نوشت . و چون هنگام پرداخت نخستين قسط رسيد عمر آن مال را براى براى ابو اميه آورد و گفت : اى ابو اميه اين را بگير و از آن براى خود كسب سود كن ، كه بيم دارم نتوانم در قسطهاى ديگر چيزى به تو بدهم . ابو اميه آن را گرفت و عمر همان آيه را تلاوت كرد . عكرمه پنداشته است اين نخستين قسطى بوده كه بدين گونه پرداخت شده است . گويد عفان بن مسلم ، از گفتهء مبارك بن فضالة ما را خبر داد كه مىگفته است مادرم از گفتهء پدرم ، از پدر بزرگم و عبيد الله جحدرى . از گفتهء پدرم ، از پدر بزرگم و ميمون بن جابان ، از گفتهء عمويم ، از پدر بزرگم نقل كردند كه مىگفته است * از عمر بن خطاب تقاضا كردم

--> ( 1 ) بخشى از آيهء 33 ، سورهء بيست و چهارم - نور ، كه تمام آيه دستور قرار داد آزادى نوشتن با بردگان و يارى دادن آنان است .