ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

112

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) بگيرم شايد فرزنددار شوم و چون براى من فرزند باشد دنيا خاطرم را پراكنده مىسازد و دوست مىدارم از چنان اندوهى بر كنار باشم . حاكم بصره او را بر شترى نشاند و به شام تبعيد كرد . همين كه به شام رسيد معاويه او را در كاخ سبز خويش مسكن داد و كنيزى را به خدمت او گماشت و فرمان داد احوال عامر را به او گزارش دهد . و چنان بود كه عامر سحر از كاخ بيرون مىرفت و كنيزك او را تا پس از تاريكى شب نمىديد . معاويه از خوراك خود براى او مىفرستاد و عامر به چيزى از آن دست نمىزد . او با خود پاره نانى خشك مىآورد و آن را در آب خيس مىكرد و همان را مىخورد و از همان آب مىآشاميد و سپس به نماز مىايستاد و تا هنگامى كه بانگ اذان را مىشنيد بر پاى بود و سپس از خانه بيرون مىرفت و كنيزك تا شب او را نمىديد . معاويه براى عثمان نامه‌اى دربارهء او و احوالش نوشت . عثمان پاسخ داد او نخستين كسى باشد كه پيش تو مىآيد و آخرين كسى باشد كه از حضور تو مىرود و ده برده و ده مركب در اختيارش بگذار . چون پاسخ عثمان به معاويه رسيد ، به عامر پيام داد كه أمير المؤمنين براى من نوشته است دستور دهم ده برده به تو دهند . عامر گفت : اينك كه يك شيطان بر من گماشته است بر من چيره شده است چگونه ممكن است ده برده را بر خود جمع كنم . معاويه گفت : و دستور داده است ده مركب در اختيارت بگذارم . گفت : هم اكنون كه فقط استرى دارم مىترسم كه خداوند دربارهء مواقعى كه از آن استفاده نمىكنم در قيامت از من بپرسد . معاويه گفت : و دستور داده است تو را نخستين كس كه پيش من مىآيى و آخرين كس كه بيرون مىروى قرار دهم . گفت : مرا نيازى به اين كار نيست . گويد بلال بن سعد از گفتهء كسى كه عامر را در سرزمين روم - در جهاد - ديده بود ما را خبر داد كه مىگفته است * يك گردنه و يك منزل را خودش بر همين استرش سوار مىشده است و يك گردنه مجاهدان را سوار مىكرده است . بلال ما را گفت كه چون عامر براى جهاد حركت مىكرد مىايستاد و گروههاى همراه را بررسى مىكرد و هر گاه گروهى را كه موافق او بودند مىديد ، مىگفت : توجه كنيد مىخواهم همراه شما باشم به شرطى كه براى من سه شرط را تعهد كنيد ، مىپرسيدند چيست ؟ مىگفت : نخست اينكه خدمتگزار شما باشم و هيچكس از شما در آن كار با من همكارى و ستيز نكند ، دو ديگر آنكه مؤذن شما باشم و كسى از شما در آن با من همكارى و ستيز نكند ، سوم آنكه به اندازهء توان خود براى شما هزينه كنم . هر گاه تقاضاى او را مىپذيرفتيد به آنان مىپيوست و هر گاه كسى از آن گروه در يكى از اين كارها با او ستيز مىكرد ، از آنان جدا مىشد و به ديگران مىپيوست .