ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
93
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) وصيت زبير و پرداخت وام او و مجموع ميراثش فضل بن دكين از حفص بن غياث ، از هشام بن عروة ، از پدرش نقل مىكند * زبير بن عوام خانهاى را وقف زندگى دختران خود كرد كه در صورت طلاق گرفتن آن جا زندگى كنند . وكيع بن جراح از هشام بن عروة ، از پدرش نقل مىكند كه * زبير بن عوام نسبت به يك سوم از مال خود وصيت كرد . ابو اسامه حماد بن اسامة از هشام بن عروة ، از پدرش ، از عبد الله بن زبير نقل مىكند كه مىگفته است * در جنگ جمل همين كه زبير روياروى لشكر ايستاد مرا فرا خواند و كنارش ايستادم گفت : پسركم امروز كسى كشته نمىشود ، مگر اينكه يا ظالم است يا مظلوم و من چنان مىبينم كه امروز مظلومانه كشته مىشوم ، و از مهمتر نگرانيهاى من مسأله وام من است ، آيا فكر مىكنى وامهاى من چيزى از مال مرا باقى خواهد گذاشت ؟ آن گاه گفت : زمينهاى مرا به فروش و وامهاى مرا بپرداز و در مورد ثلث مال خود وصيت مىكنم كه اگر پس از پرداخت وام از مال من چيزى باقى ماند ثلث آن اختصاص به فرزندان تو داشته باشد . هشام مىگويد : سهمى كه به فرزندان عبد الله بن زبير رسيد برابر با سهم بعضى از فرزندان خود زبير چون خبيب و عباد بود . گويد : و زبير به هنگام مرگ نه دختر هم داشت . عبد الله بن زبير مىگويد : پدرم همچنان شروع به سفارش در مورد پرداخت وام خود كرد و مىگفت : اى پسر اگر در پرداخت قسمتى از آن عاجز و نا توان ماندى از مولاى من كمك بگير ، و به خدا سوگند نفهميدم مقصودش از اين سخن چيست ، ناچار به او گفتم مولاى تو كيست ؟ گفت : خدا ، و به خود خدا سوگند كه در مورد پرداخت وام او به هر گرفتارى كه گرفتار مىشدم مىگفتم اى مولاى زبير دين و وام او را ادا فرماى و اداء مىفرمود . گويد : زبير هنگامى كه كشته شد درم و دينارى باقى نگذاشت جز زمينهايى كه از جمله غابه بود و يازده خانه در مدينه و دو خانه در بصره و خانهاى در كوفه و خانهاى در مصر ! ! گويد : وامهاى زبير همچنين بود كه بعضى از اشخاص مىآمدند اموالى را نزد او به امانت بگذارند و زبير مىگفت : به امانت نمىپذيرم بلكه به صورت وام مىپذيرم ، چون مىترسم به صورت امانت از بين برود . زبير هيچ گاه عهدهدار امارت و جبايه و جمع آورى ماليات و خراج نشد و همواره در خدمت رسول خدا ( ص ) يا ابو بكر و عمر و عثمان به جهاد مشغول بود ! ؟