ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

94

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) عبد الله بن زبير مىگويد * وامهاى او را محاسبه كردم و ديدم دو ميليون و دويست هزار درم است ، حكيم بن حزام ، عبد الله بن زبير را ديد و گفت : اى برادرزاده ، برادرم چه مقدار وام دارد ؟ گويد : عبد الله بن زبير از او پوشيده داشت و گفت : يكصد هزار درم ، حكيم گفت : خيال نمىكنم زمينهاى شما پاسخ‌گوى اين وام باشد ، عبد الله آن گاه به او گفت : پس اگر وام دو ميليون و دويست هزار درم باشد چه فكر مىكنى ، گفت : نمىبينم كه از عهده آن برآييد و اگر نتوانستيد پرداخت كنيد از من كمك بگيريد . گويد : زبير بن عوام غابه را به يكصد و هفتاد هزار درم خريده بود و عبد الله بن زبير آن را به يك ميليون و ششصد هزار درم فروخت و اعلان كرد ، هر كس از زبير طلب دارد در غابه حاضر شود . گويد : عبد الله بن جعفر كه چهار صد هزار درم از زبير طلب داشت آمد و به عبد الله بن زبير گفت : اگر مىخواهيد براى شما از آن صرف نظر مىكنم و اگر هم مىخواهيد فعلا پرداخت آن را به تأخير بيندازيد ، عبد الله بن زبير گفت : نه . عبد الله بن جعفر گفت : پس به من قطعه‌اى از زمينهاى غابه را بدهيد ، عبد الله بن زبير به او گفت : يك دانگ و نيم از زمين را بردار و آن را در قبال طلب خود حساب كن . چهار دانگ و نيم ديگر از آن زمين باقى ماند . گويد : در اين هنگام عبد الله بن زبير نزد معاويه آمد و عمرو بن عثمان و منذر بن زبير و ابن زمعه هم پيش او بودند ، معاويه به عبد الله گفت : غابه را چقدر قيمت كرده‌اند ؟ گفت : هر سهمى صد هزار درهم [ 1 ] ، پرسيد چند سهم از آن باقى مانده است ؟ گفت : چهار سهم و نيم ، منذر بن زبير گفت : من يك سهم را به صد هزار درم مىخرم ، عمرو بن عثمان و ابن زمعه هم هر كدام يك سهم را به صد هزار درم خريدند ، معاويه گفت : چه قدر ديگر باقى ماند ؟ گفت : يك سهم و نيم ، معاويه گفت : آن را هم من به يكصد و پنجاه هزار درم خريدم . گويد : عبد الله بن جعفر هم يك دانگ و نيم سهم خود را به ششصد هزار درم به معاويه فروخت . گويد : چون عبد الله بن زبير از پرداخت وامهاى پدر خود فارغ شد فرزندان زبير به دو گفتند ميراث ما را تقسيم كن ، گفت : به خدا سوگند تقسيم نخواهم كرد تا آنكه چهار سال در موسم حج اعلان كنم كه هر كس طلبى از زبير دارد بيايد تا بپردازيم و چنان كرد و پس از چهار سال اموال او را تقسيم كرد ، زبير چهار زن داشت و يك هشتم اموال او به زنانش مىرسيد و سهم هر زن يك ميليون و صد هزار درم شد و جمع ثروت او بالغ بر سى و پنج ميليون و دويست

--> [ 1 ] . ظاهرا در اين ارقام اشتباهى رخ داده است ، زيرا اگر يك دانگ و نيم سهم عبد الله بن جعفر چهار صد هزار درم باشد ، بقيه زمين چهار صد و پنجاه هزار درم نخواهد بود بلكه يك ميليون و دويست هزار درم است . - م .