ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
92
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) آتش براى خود فراهم كرده است ، وهب بن جرير در حديث خود از عبد الله بن زبير نقل مىكند كه به خدا سوگند رسول خدا نفرموده است عمدا [ يعنى اگر از روى سهو و اشتباه هم بر پيامبر دروغ ببندد همين حكم را دارد . ] در حالى كه شما مىگوييد عمدا . عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از هشام بن عروة نقل مىكند * زبير بن عوام را براى فتح مصر گسيل داشتند ، آن جا به او گفته شد در مصر طاعون است ، گفت : ما براى نيزه زدن و طاعون آمدهايم و نردبانها را نصب كردند و از آن بالا رفتند و خود را به شهر رساندند . ابو ضمره انس بن عياض ليثى از هشام بن عروة ، از پدرش نقل مىكند كه * چون عمر كشته شد زبير نام خود را از ديوان حذف كرد [ مستمرى خود را نگرفت . ] فضل بن دكين از قيس بن ربيع ، از ابو حصين نقل مىكند عثمان بن عفان به زبير ششصد هزار درهم جايزه بخشيد . او پيش بنى كاهل كه داييهاى او بودند آمد و پرسيد سكههاى كدام منطقه از همه بهتر است گفتند : اصفهان . او گفت : جايزه مرا بايد از سكههاى اصفهان بپردازيد . [ 1 ] واقدى از افلح بن سعيد مدنى ، از محمد بن كعب قرظى نقل مىكند * زبير هيچ گاه موهاى سپيد ريش و سر خود را رنگ و خضاب نمىكرد . واقدى از عبد الرحمن بن ابى الزناد ، از هشام بن عروة ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * چه بسا كه من دست از موهاى پدرم كه تا سر شانهاش بود مىگرفتم و در آن حال كه پسر بچهاى بودم همچنان خود را از او آويخته مىداشتم . واقدى مىگويد * زبير بن عوام مردى ميانه بالا بود نه كوته قامت و نه بلند قامت ، به نظر نسبتا لاغر مىرسيد ريش او كم پشت و رنگ چهرهاش گندمگون و موهاى سرش زياد بود . خدايش رحمت كناد .
--> [ 1 ] . ملاحظه مىفرماييد كه جمع بين اين روايات چه مقدار دشوار است ، گذشت و گشاده دستى روايت اول با دقت و سخت گيرى روايت دوم ، در پارهاى از منابع مسأله خست و سختگيرى زبير در مسائل مادى آمده است و عمر در اين مورد اظهار نگرانى مىكرده است به عنوان مثال رك : سپهر كاشانى ، ناسخ التواريخ ، كتاب خلفا ، بخش زندگى عمر و گفتگوى او با ابن عباس پيش از آنكه زخمى شود . م .