ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

58

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) آوردند به واسطه سستى و مداهنه آنان در اين كار . [ 1 ] واقدى از عمرو بن عبد الله بن عنبسة بن عمرو بن عثمان و هم از محمد بن عبد الله بن عمرو بن عثمان ، از ابن لبية نقل مىكند * چون عثمان بن عفان را محاصره كردند از فراز پشت بام سر كشيد و گفت : آيا طلحه ميان شماست ؟ گفتند : آرى . گفت : تو را به خدا سوگند مىدهم آيا مىدانى كه چون رسول خدا ( ص ) ميان مهاجران و انصار عقد برادرى بست مرا برادر خود قرار داد ؟ طلحه گفت : آرى همچنين است و چون محاصره كنندگان به او اعتراض كردند گفت : عثمان مرا سوگند داد و كارى كه آن را ديده‌ام توقع داشته‌ايد شهادت ندهم . [ 2 ] محمد بن يزيد واسطى و يزيد بن هارون از عوّام بن حوشب ، از حبيب بن ابى ثابت ، از ابو جعفر محمد بن على ( ع ) نقل مىكند * عثمان به هنگام محاصره كسى را نزد على ( ع ) فرستاد و على ( ع ) تصميم گرفت پيش او برود ولى محاصره كنندگان در او آويختند و مانع شدند . على ( ع ) عمامه سياهى را كه بر سر داشت گشود و فرمود : پروردگارا مىدانى كه من به كشته شدن او راضى نيستم و به اين كار دستور نمىدهم ، به خدا سوگند كه به اين كار راضى نيستم و به آن دستور نمىدهم . كثير بن هشام از جعفر بن برقان ، از راشد بن كيسان پدر فزارة عبسى نقل مىكند * عثمان به هنگام محاصرهء خود كسى پيش على ( ع ) فرستاد تا نزد او برود ، على ( ع ) برخاست تا نزد عثمان برود . برخى از اهل مجلس على در او آويختند و مانع حركت او شدند و گفتند مگر نمىبينى چه لشكرى سر راه تو قرار دارد و دسترسى به او پيدا نخواهى كرد . در اين هنگام على ( ع ) كه عمامه‌اى سياه بر سر داشت آن را گشود و به سوى رسول عثمان انداخت و گفت : آنچه را مىبينى به عثمان بگو . و على ( ع ) از مسجد بيرون آمد و هنوز به محلهء احجار الزيت بازار مدينه نرسيده بود كه خبر كشته شدن عثمان رسيد و على ( ع ) فرمود : خدايا من از اين كار به سوى تو تبرى مىجويم . پروردگارا من او را نكشتم و بر اين كار تحريض هم نكردم . كثير بن هشام از جعفر بن برقان ، از ميمون بن مهران نقل مىكند * چون عثمان بن عفان محاصره شد مردى را فرستاد و گفت : ببين مردم چه مىگويند . او رفت و برگشت و

--> [ 1 ] . خوانندگان گرامى توجه دارند كه اين روايات از ديدگاه اهل سنت است . - م . [ 2 ] . روايتى شگفت آور و بسيار سست است كه پيامبر ( ص ) ميان خود و على ( ع ) عقد برادرى بسته است و اين موضوع در حد تواتر نقل شده است . - م .