ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

59

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) گفت : شنيدم برخى از مردم مىگويند ريختن خون عثمان حلال است . عثمان گفت : ريختن خون هيچ مسلمانى حلال نيست مگر كسى كه پس از ايمان آوردن كافر شود يا زناى محصنه كند يا آنكه كسى را بكشد و او را به قصاص بكشند . گويد ، همان فرستاده يا كس ديگرى گفت كسى هم كه در زمين فساد كند ريختن خونش حلال است . روح بن عبادة از سعيد بن ابى عروبة ، از يعلى بن حكيم ، از نافع ، از ابن عمر نقل مىكند * چون محاصره كنندگان خواستند عثمان را بكشند عثمان از فراز بام به محاصره كنندگان گفت : براى چه مرا مىكشيد من از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود : كشتن هيچ كس روا نيست مگر آنكه مرتكب يكى از اين سه گناه شود ، كسى كه پس از مسلمانى كافر شود و كسى كه زناى محصنه كند كه او را سنگسار مىكنند و كسى كه ديگرى را عمدا بكشد كه او را به قصاص مىكشند . يزيد بن هارون از محمد بن عمرو ، از پدرش ، از علقمه بن وقاص نقل مىكند * عثمان بر منبر بود عمرو بن عاص گفت : اى عثمان تو همراه اين مردم مرتكب گناهانى بزرگ شديد ، استغفار كن و آنان نيز استغفار كنند . گويد : عثمان روى خود را به سوى قبله كرد و دستهايش را برافراشت و گفت پروردگارا من استغفار مىكنم و پيش تو توبه مىآورم و مردم نيز چنان كردند . عبد العزيز بن عبد الله اويسى كه از خاندان عامر بن لوى است ، از ابراهيم بن سعد ، از پدرش ، از عمرو بن عاص نقل مىكند * او به عثمان گفت تو همراه ما و ما همراه تو مرتكب گناه شديم ، اكنون تو توبه كن تا مردم هم توبه كنند . عثمان دستهايش را بلند كرد و گفت پروردگارا من پيش تو توبه مىكنم . شبابة بن سوار فزارى و ابراهيم بن سعد از پدرش ، از پدر بزرگش نقل مىكند كه مىگفته است * خود از عثمان بن عفان شنيدم كه مىگفت اگر در كتاب خدا دستورى مىيابيد كه بند بر پاى من بنهيد اين كار را انجام دهيد . عبد الله بن ادريس از هشام بن حسان ، از محمد بن سيرين نقل مىكند * زيد بن ثابت به هنگام محاصره عثمان پيش او آمد و گفت : انصار بر در خانه‌اند و مىگويند اگر بخواهى تو را به يارى مىدهيم و براى بار دوم انصار خدا مىشويم ، عثمان گفت : جنگ و خونريزى نباشد . عبد الله بن ادريس از يحيى بن سعيد ، از عبد الله بن عامر بن ربيعه نقل مىكند * عثمان