ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
36
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) فرمود : آنان را به نام پدرهايشان بخوانيد ، [ 1 ] و از آن روز او را زيد بن حارثه گفتند و ديگران را هم كه چنان بودند به نام پدرهايشان خواندند . چنان كه مقداد را هم قبلا مقداد بن اسود مىگفتند كه اسود بن عبد يغوث زهرى او را پسرخواندهء خود كرده بود و از آن پس او را مقداد بن عمرو مىگفتند . حجاج بن محمد از ابن جريج ، از موسى بن عقبه ، از سالم بن عبد الله ، از عبد الله بن عمر نقل مىكند كه مىگفته است * ما زيد بن حارثه را همواره زيد بن محمد مىناميديم تا اينكه آيهء آنان را به نام پدرانشان بخوانيد نازل شد . عفان بن مسلم هم از وهيب بن خالد و معلى بن اسد هم از عبد العزيز بن مختار ، از موسى بن عقبه ، از سالم بن عبد الله بن عمر ، از زيد بن حارثه كلبى همين موضوع را نقل مىكند . ابو داود از سفيان ، از نسير ، از على بن حسين ( ع ) نقل مىكند * آيهء محمد ( ص ) پدر هيچ يك از مردان شما نيست ، دربارهء زيد بن حارثه نازل شده است . عارم بن فضل هم از حماد بن زيد ، از ثابت نقل مىكند * به زيد ، زيد بن محمد مىگفتند . عبيد الله بن موسى از اسرائيل ، از ابو اسحاق ، از هبيرة و هانى بن هانى از على و از ابو اسحاق ، از براء بن عازب نقل مىكند * پيامبر ( ص ) در حديثى كه از دختر حمزه نقل شده است به زيد فرمود : تو برادر و آزاد كرده مايى . اسماعيل بن عبد الله بن خالد سكّرى رقّى از محمد بن سلمه ، از محمد بن اسحاق ، از يزيد بن عبد الله بن قسيط ، از محمد بن اسامه بن زيد ، از قول پدرش اسامه نقل مىكند پيامبر ( ص ) به زيد فرمود : اى زيد تو آزاد كردهء من و از خود منى و بازگشت تو به سوى من است و محبوبترين اين قوم پيش منى . واقدى از محمد بن حسن بن اسامة بن زيد ، از پدرش نقل مىكند * فاصلهء سنى ميان پيامبر ( ص ) و زيد ده سال بود و پيامبر ( ص ) ده سال از او بزرگتر بوده است . زيد مردى كوته قامت و به شدت سياه پوست و داراى بينى پهن و كنيهاش ابو اسامة بود . واقدى از اين موهب ، از نافع بن جبير ، و هم از محمد بن حسن بن اسامة ، از حسن
--> [ 1 ] . آيهء 5 سورهء سى و سوم - احزاب - براى اطلاع بيشتر رك : شيخ طوسى ، تبيان ، ج 8 ، چاپ نجف ، صفحات 313 - 285 . - م .