ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

37

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) مازنى ، و از يزيد ، از عبد الله بن قسيط ، از محمد بن اسامة بن زيد ، همچنين ربيعة بن عثمان از عمران بن ابى انس و مصعب بن ثابت از ابو الاسود ، از سليمان بن يسار و ابن ابو ذئب از زهرى همگى نقل مىكنند * نخستين كس كه مسلمان شد ، زيد بن حارثه بود . واقدى از محمد بن صالح ، از عمران بن منّاح نقل مىكند * چون زيد به مدينه هجرت كرد در خانهء كلثوم بن هدم منزل كرد . محمد بن صالح مىگويد : عاصم بن عمر بن قتاده معتقد بود كه زيد در خانهء سعد بن خيثمه منزل كرد . واقدى از موسى بن محمد بن ابراهيم ، از پدرش ، همچنين از عبد الله بن جعفر ، از ابن ابى عون و سعد بن ابراهيم و محمد بن صالح از عاصم بن عمر نقل مىكنند * رسول خدا ( ص ) ميان زيد بن حارثة و حمزة بن عبد المطلب و ميان زيد بن حارثه و اسيد بن حضير عقد برادرى بست . هشام بن محمد بن سائب كلبى از پدرش ، و از شرقىّ بن قطامىّ و هم از قول غير آن دو نقل مىكرد * ام كلثوم دختر عقبة بن ابى معيط كه مادرش اروى دختر كريز بن ربيعة بن حبيب بن عبد شمس و مادر بزرگش ام حكيم دختر عبد المطلب بن هاشم است به مدينه هجرت كرد و به پيامبر ( ص ) پيوست . زبير بن عوّام و زيد بن حارثه و عبد الرحمن بن عوف و عمرو بن عاص از او خواستگارى كردند . او با عثمان بن عفان كه برادر مادريش بود مشورت كرد . عثمان به او گفت : پيش پيامبر ( ص ) برود . و چون به حضور رسول خدا آمد اشاره فرمود با زيد بن حارثه ازدواج كند كه چنان كرد و زيد بن زيد و رقيه را براى او زاييد كه زيد در كودكى مرد و رقيه هم بعد كه تحت سرپرستى عثمان بود در گذشت . زيد ، ام كلثوم را طلاق داد و با دره دختر ابى لهب ازدواج كرد او را هم طلاق داد و با هند دختر عوّام خواهر زبير ازدواج كرد ، و سپس پيامبر ( ص ) ام ايمن پرستار خود را به عقد زيد درآورد و براى زيد بهشت را تضمين فرمود ، و ام ايمن براى زيد ، اسامه را زاييد كه كنيه زيد هم ابو اسامة بود . زيد بن حارثة در جنگ بدر و احد شركت كرد و پيامبر ( ص ) هنگامى كه براى جنگ مريسيع بيرون شد او را در مدينه به جانشينى خود گماشت . سپس در خندق و حديبيه و خيبر هم شركت كرد و از تيراندازان نام آور اصحاب رسول خدا بود . واقدى از محمد بن حسن بن اسامة ، از ابو الحويرث نقل مىكند * زيد بن حارثه به فرماندهى هفت سريه گمارده شد كه نخستين آن سريه قردة بود كه راه را بر كاروان قريش بست و كاروان را گرفت و ابو سفيان و سران قريش گريختند و فرات بن حيان عجلى اسير شد ،