ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

35

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) گرفتند كه گفتند در مسجد است ، به حضور پيامبر آمدند و گفتند : اى پسر عبد الله اى پسر عبد المطلب اى پسر هاشم و اى پسر سالار قوم ، شما اهل مكه و مجاوران خانهء خداييد . اسيران را آزاد مىكنيد و بينوايان را خوراك مىدهيد ، ما براى آزادى پسرمان كه پيش توست آمده‌ايم . بر ما منت بگزار و نيكى كن و فديه بگير و فديه سنگين هم پرداخت مىكنيم ، فرمود : او كيست ؟ گفتند : زيد بن حارثه ، پيامبر ( ص ) فرمود : راه ديگرى هم وجود دارد . گفتند : آن راه كدام است ؟ فرمود : او را بخواهيد و آزادش بگذاريد اگر خودش بودن با شما را برگزيد بدون دريافت فديه از شما باشد ولى اگر بودن با من را انتخاب كرد ، من هرگز تقاضاى كسى را در مورد شخصى كه بخواهد با من باشد نمىپذيرم . گفتند : چه نيك انصاف دادى ، گويند : پيامبر ( ص ) زيد را فرا خواند و فرمود : آيا اين دو شخص را مىشناسى ؟ گفت : آرى . فرمود : كيستند ؟ گفت : يكى پدرم و ديگرى عمويم ، پيامبر فرمود : مرا هم كه مىشناسى و معاشرت با مرا ديده‌اى ، اكنون مرا يا ايشان را بگزين ، زيد گفت : من بر تو كسى را اختيار نمىكنم كه تو براى من همچون پدر و مادرى ، آن دو گفتند : واى بر تو آيا بردگى را بر آزادى و بر پدر و عمو و خاندان خود ترجيح مىدهى ؟ گفت : آرى كه من از اين مرد محبتى ديده‌ام كه هيچ كس را بر او نمىگزينم ، و چون رسول خدا ( ص ) چنان ديد زيد را با خود به حجر اسماعيل برد و فرمود : اى كسانى كه در اينجا حضور داريد گواه باشيد كه زيد چون پسر من است كه من از او و او از من ارث مىبرد و چون پدر و عموى زيد چنان ديدند خوشحال شدند و باز گشتند و زيد را زيد پسر محمد مىگفتند و چنان بود تا اسلام ظاهر شد . اين مطالب را كه نقل كرديم همه‌اش را هشام بن محمد بن سائب كلبى از قول پدرش و از جميل بن مرثد طايى و غير از آن دو نقل كرده است ، و در بخش ديگرى از اين حديث از پدرش ، از ابو صالح ، از ابن عباس نقل مىكند * پيامبر ( ص ) زينب دختر جحش بن رئاب اسدى را كه مادرش اميمة دختر عبد المطلب بود ، به ازدواج او در آورد كه زيد او را طلاق داد و پيامبر ( ص ) با او ازدواج فرمود ، و منافقان در اين مورد ياوه سرايى كردند و گفتند محمد ( ص ) از ازدواج با همسر پسر ( عروس ) منع كرده و خود زن پسرش زيد را به همسرى گرفته است كه در اين باره خداوند متعال اين آيه را نازل فرمود : محمد ( ص ) پدر هيچ يك از مردان شما نيست بلكه رسول خدا و خاتم پيامبران است . . . تا آخر آيه [ 1 ] . همچنين

--> [ 1 ] . آيهء 40 سورهء سى و سوم - احزاب . - م .