ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

354

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) مىفشرديم و آبى كه بيرون مىآمد مىآشاميديم ، تا آن جا كه به لشكر برگ و علف معروف شديم . آن گاه راه كناره را پيش گرفتيم ، نا گاه به جانور دريايى مرده‌اى كه به بزرگى تپه‌اى بود و به آن عنبر مىگفتند بر خورديم . ابو عبيده نخست گفت : حيوان مرده است از آن نخوريد ، سپس گفت : لشكر رسول خدا و در راه خدا و در حالت اضطراريم و پانزده يا بيست شب از آن آبگوشت و كباب تهيه مىكرديم . گويد ، چنان بزرگ بود كه سيزده مرد از ما در سوراخ چشم آن جا گرفتيم و ابو عبيده يكى از دنده‌هاى آن را سرا پا كرد و تنومندترين شتر اردو از زير آن عبور كرد ، و چون به حضور رسول خدا رسيديم ، فرمود : چرا تأخير در بازگشت كرديد ؟ گفتيم : در جستجوى كاروانهاى قريش بوديم و چون موضوع ماهى عنبر را گفتيم : فرمود : روزىاى بوده كه خداوند بهره‌تان فرموده است آيا هنوز هم چيزى از آن گوشت همراه داريد ؟ گفتيم : آرى . عفان بن مسلم و يزيد بن هارون و سليمان بن حرب همگى از حماد بن سلمه ، از ثابت بنانى ، از انس بن مالك نقل مىكنند * چون اهل يمن به حضور رسول خدا ( ص ) آمدند از ايشان خواستند كه مردى را همراهشان روانه فرمايد تا سنن اسلامى را به آنان بياموزد ، گويد : پيامبر ( ص ) دست ابو عبيدة بن جراح را گرفت و فرمود : اين امين امت است . همين راوى از قول شعبه و وهيب بن خالد هم نقل مىكند كه هر دو مىگفته‌اند خالد حذّاء ، از ابو قلابه ، از انس نقل مىكرد كه پيامبر ( ص ) فرمود : هر امتى را امينى است و امين اين امت ابو عبيدة بن جراح است . ابو وليد طيالسى و وهب بن جرير و يحيى بن عباد و عفان بن مسلم همگى از شعبة ، از ابو اسحاق ، از صلة بن زفر عبسى ، از حذيفه نقل مىكنند كه مىگفته است * گروهى از مردم نجران به حضور پيامبر آمدند و گفتند : مرد امينى را همراه ما گسيل فرما . فرمود : همراه شما مرد امينى را خواهم فرستاد و سه بار فرمود : مردى به راستى امين . گويد : تمام اصحاب رسول خدا آرزو داشتند كه آن فضيلت ايشان را باشد و رسول ( ص ) ابو عبيدة بن جراح را همراه ايشان روانه فرمود . وكيع بن جراح هم با همين اسناد نظير اين روايت را آورده است . ابو بكر بن عبد الله بن ابى اويس مدنى از سليمان بن بلال ، و موسى بن اسماعيل از عبد العزيز بن محمد دراوردى همگى ، از سهيل بن ابى صالح ، از پدرش ، از ابو هريره نقل مىكنند * پيامبر ( ص ) فرمود : ابو عبيدة بن جراح مرد نيكى است . روح بن عبادة و عبد الوهاب بن عطاء مىگويند سعيد بن ابى عروبة از قتاده نقل