ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

326

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) او كه خواب بود بيدار شد . و عمر پشت كرد و سريع رفت و مردم پى او راه افتادند ، من هم جامهء خود را خواستم و پوشيدم و همراه مردم پى او رفتم و نخستين كس بودم كه به او رسيدم و سخت خسته شدم . گفتم : اى امير مؤمنان بر مردم دشوار است ، هيچ كس به تو نمىرسد مگر آنكه سخت خسته شود . من هم خسته شدم . گفت : خيال نمىكنم تند حركت كنم . عبد الرحمن بن عوف مىگفته است جلو بودن عمر از همگان نمودار عمل اوست . زيد بن خطاب ابن نفيل بن عبد العزّى بن رياح بن عبد الله بن قرط بن رزاح بن عدى بن كعب بن لوى ، كنيه‌اش ابو عبد الرحمن و نام مادرش اسماء دختر وهب بن حبيب بن حارث بن عبس بن قعين از بنى اسد است ، زيد از برادرش عمر بن خطاب بزرگتر بوده و پيش از او مسلمان شده است . فرزندان زيد به اين شرح‌اند ، عبد الرحمن كه مادرش لبابة دختر ابو لبابة بن عبد المنذر بن رفاعة بن زبير بن زيد بن اميه بن زيد بن مالك بن عوف بن عمرو بن عوف است ، و اسماء دختر زيد كه مادرش جميله دختر ابو عامر بن صيفى است . زيد بن خطاب مردى بسيار كشيده قامت و گندمگون بود . رسول خدا ( ص ) ميان زيد بن خطاب و معن بن عبدى بن عجلان عقد برادرى بست و هر دو در جنگ يمامه شهيد شدند . زيد بن خطاب در جنگهاى بدر و احد و خندق و ديگر جنگها همراه پيامبر ( ص ) بوده و از آن حضرت حديثى هم نقل كرده است . محمد بن عبد الله اسدى از سفيان ، از عاصم بن عبيد الله ، از عبد الرحمن بن زيد بن خطاب ، از پدرش نقل مىكند * كه پيامبر ( ص ) در حجة الوداع خطاب به مسلمانان فرمود : بردگانتان ، بردگانتان از هر چه خود مىخوريد به آنان هم بخورانيد و از آنچه مىپوشيد برايشان بپوشانيد و اگر مرتكب گناهى شدند كه نخواستيد آنان را عفو كنيد بفروشيدشان و اى بندگان خدا آنان را شكنجه مدهيد . واقدى از جحاف بن عبد الرحمن كه از فرزندزادگان زيد بن خطاب است ، از قول پدرش نقل مىكند كه مىگفته است روز جنگ يمامه پرچم مسلمانان بر دوش زيد بود و مسلمانان نخست به هزيمت رفتند و نزديك بود آنان بر اموال دست يابند ، زيد بانگ برداشته بود كه نه مردان مرد هستند و نه نگهبانان بارها و اموال نگهبان هستند . و با صداى