ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
319
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) مىكند * چون جنازهء عمر را براى نماز گزاردن بر زمين نهادند ، على ( ع ) و عثمان در حالى كه دست يك ديگر را گرفته بودند پيش آمدند . عبد الرحمن بن عوف كه خيال مىكرد سخن او را آن دو نمىشنوند گفت : اى فرزندان عبد مناف به خلافت نزديك شديد . اتفاقا هر دو اين سخن را شنيدند و هر دو به صهيب گفتند : اى ابو يحيى برخيز و بر جنازهء عمر نماز بگزار و او نماز گزارد . واقدى از طلحة بن محمد بن سعيد بن مسيب ، از پدرش ، از جدش سعيد بن مسيب نقل مىكند * چون عمر درگذشت مسلمانان ديدند صهيب در نمازهاى واجب بر ايشان پيشنماز است و اين به دستور عمر بود ، همو را جلو انداختند و بر جسد عمر نماز گزارد . واقدى از موسى بن يعقوب ، از ابو حويرث نقل مىكند * عمر ضمن وصيت خود گفت : اگر مردم صهيب سه روز عهدهدار امامت در نماز با شما خواهد بود ، سپس تبادل نظر كنيد و با يكى از خودتان [ شش تن اعضاى شورى ] بيعت كنيد . گويد : چون عمر درگذشت و جسد او را براى نماز به زمين گزاردند ، على ( ع ) و عثمان پيش آمدند تا يكى از ايشان بر او نماز بگزارند . عبد الرحمن بن عوف گفت : اين حرص بر امارت و خلافت است ، هر دو مىدانيد كه اين كار بر عهدهء شما نيست و كسى ديگر مأمور به اين كار است ، صهيب جلو برو و بر او نماز بگزار و صهيب جلو رفت و نماز گزارد . فضل بن دكين از عبد الله عمرى و از مالك بن انس نقل مىكند هر دو از قول نافع از عبد الله بن عمر نقل مىكردهاند بر جنازهء عمر داخل مسجد پيامبر ( ص ) نماز گزاردند . وكيع بن جراح و سعيد بن منصور هم همين گونه روايت مىكردند . عبد الملك بن عمرو عقدى از خالد بن الياس ، از صالح بن ابى حسان نقل مىكند حضرت على بن حسين ( ع ) از سعيد بن مسيب پرسيد چه كسى بر جنازهء عمر نماز گزارد ؟ گفت : صهيب . پرسيد چند تكبير گفت ؟ گفت : چهار تكبير . فضل بن دكين هم از خالد بن الياس ، از ابو عبيد ة بن محمد بن عمار ، از پدرش نقل مىكند صهيب بر جنازهء عمر چهار تكبير گفت . همو از خالد بن الياس ، از صالح بن يزيد آزاد كردهء اسود نقل مىكند كه مىگفته است نزد سعيد بن مسيب نشسته بودم . على بن حسين ( ع ) ضمن عبور از او پرسيد بر جنازهء عمر كجا نماز گزاردند ؟ سعيد گفت : در فاصلهء ميان مرقد مطهر پيامبر و منبر . واقدى از معمر بن راشد ، از زهرى ، و كثير بن زيد ، از مطلب بن عبد الله بن حنطب نقل