ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
312
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) به خدا پناه مىبرم از اينكه پس از مرگ من تو و يارانت بگوييد ما بهرهء خود از بيت المال را به عمر واگذاشتيم و ظاهرا احترامى به من بگذاريد و بدبختى آن گريبان گير من شود و در كارى بيفتم كه خروج از آن دشوار باشد ، و به عبد الله بن عمر گفت : تو ضامن پرداخت اين مال بشو و او ضامن شد . گويد : هنوز عمر را دفن نكرده بودند كه عبد الله بن عمر در حضور اعضاى شوراى تعيين خليفه اقرار به تعهد و ضمانت خود كرد و آنان و گروهى از انصار را بر وام دارى خود گواه گرفت و هنوز يك هفته از دفن عمر نگذشته بود كه عبد الله بن عمر آن هشتاد هزار درم را پيش عثمان برد و گواهان را حاضر كرد كه شاهد باشند وام پدر را پرداخته است . ابو اسامه حماد بن اسامه از عبد الرحمن بن يزيد بن جابر ، از يحيى بن ابى راشد نصرى نقل مىكند * چون عمر بن خطاب محتضر شد به پسرش گفت : اى پسركم چون مرگ من نزديك شد مرا به سوى قبله برگردان و دو زانوى خودت را بر كمرم بگذار [ منظور اين است كه مرا بر دو زانوى خود تكيه بده ] دست راست خود را بر پيشانى و دست چپ خود را بر چانهام بگذار و چون قبض روح شدم چشمانم را فرو بند ، در كفن من ميانه روى كنيد كه اگر من در پيشگاه الهى خير و اندوختهاى از عمل نيك داشته باشم كفنى بهتر از آن خواهد داد و اگر غير آن باشد همين كفن را هم از بدن من بيرون مىآورند ، بگذار بيرون آوردن آن آسان باشد . همچنين گور مرا به اندازهء معمولى حفر كنيد كه اگر در پيشگاه خداوند نكوكار باشم گور مرا تا آن جا كه چشم من مىبيند بر من گشاده خواهد داشت ، و اگر جز آن باشم چنان آن را بر من تنگ خواهد كرد كه دندههايم را جا به جا كند ، هيچ زنى هم در تشييع جنازهء من شركت نكند و با چيزهايى كه در من نيست مرا ستايش مكنيد كه خداى بر من داناتر است و چون مرا از خانه برون آورديد جسدم را شتابان ببريد كه اگر در محضر خداوند براى من خير و بركتى است زودتر به آن برسم ، و اگر چنين نباشد شما زودتر شرى را كه بر دوشهاى خود مىكشيد از دوش افكنده باشيد . محمد بن عبد الله بن يونس از ابو الاحوص ، از ليث ، از قول مردى از اهل مدينه نقل مىكند * عمر بن خطاب به فرزندش عبد الله هنگام مرگ چنين سفارش كرد : پسركم بر تو باد كه صفات ايمان را رعايت كنى . گفت : پدر جان آنها چه صفاتى است ؟ گفت : روزه گرفتن در گرمترين روزهاى تابستان و كشتن دشمنان با شمشير و صبر و شكيبايى بر مصيبت و نيك وضو گرفتن در روزهاى زمستان و پرهيز از خونابه و زردابه دوزخيان . عبد الله بن عمر گفت :