ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

230

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) بر زمين كوبيد . خواهرش براى دفاع از شوهر جلو آمد و عمر چنان سيلى بر چهرهء خواهر زد كه خونين شد . خواهرش كه سخت خشمگين شده بود گفت : آرى حق در غير دين و آيين توست گواهى مىدهم كه خدايى جز خداى يگانه نيست و گواهى مىدهم كه محمد ( ص ) رسول اوست ، چون عمر نا اميد شد گفت : همان صفحه‌اى را كه پيش شماست بدهيد تا بخوانم ، و گويد عمر خواندن مىدانست . خواهرش گفت : تو نا پاكى و هيچ كس جز پاكان نبايد بر آن دست بزنند ، بر خيز غسل كن يا حداقل وضو بگير ، عمر برخاست وضو گرفت و آن صفحه را بستد و در آن سوره طه را خواند تا به اين گفتار الهى رسيد كه مىفرمايد « همانا من خدايم و خدايى جز من نيست مرا عبادت كن و نماز را براى من به پا دار [ 1 ] » ، گويد ، عمر گفت : مرا پيش محمد ( ص ) ببريد و چون خباب اين سخن عمر را شنيد از حجره بيرون آمد و گفت : اى عمر مژده بده كه اميدوارم دعاى پيامبر ( ص ) كه شب پنجشنبه مىفرمود و از خداوند مىخواست تا اسلام را به مسلمان شدن تو يا ابو جهل نيرو بخشد ، در مورد تو پذيرفته شده باشد . گويد : در آن هنگام رسول خدا ( ص ) در خانه‌اى كه كنار كوه صفاست بود و عمر راه افتاد تا بر در آن خانه رسيد ، حمزه و طلحه و گروهى ديگر از اصحاب پيامبر بر در خانه بودند . چون حمزه ، عمر را ديد و متوجه شد مسلمانان از او بيم دارند گفت : چيزى نيست اگر خداوند براى او خير و سعادت را اراده فرموده باشد مسلمان خواهد شد و از رسول خدا پيروى خواهد كرد و در غير آن صورت كشتن او براى ما آسان است . در آن هنگام پيامبر ( ص ) داخل خانه بود كه بر او وحى مىشد ، رسول خدا بيرون آمد يقه عمر و حمائل شمشيرش را گرفت و فرمود : اى عمر بس مىكنى يا منتظرى خداوند همان بدبختى و درماندگى را كه بر وليد بن مغيره نازل فرموده است بر تو نازل فرمايد ؟ خدايا اين عمر بن خطاب است پروردگارا دين را به عمر نيرومند گردان ، و عمر گفت : گواهى مىدهم تو رسول خدايى و مسلمان شد . و گفت : اى رسول خدا از اين خانه بيرون بيا . واقدى از ابراهيم بن اسماعيل بن ابى حبيبة ، از داود بن حصين همچنين معمر ، از زهرى نقل مىكنند عمر بن خطاب پس از آنكه پيامبر ( ص ) به خانهء ارقم رفته بودند و پس از آنكه چهل يا چهل و چند تن از مردان و زنان مسلمان شده بودند مسلمان شد . پيامبر ( ص ) روز پيش گفته بودند : خدايا اسلام را با مسلمانى عمر بن خطاب يا عمرو بن

--> [ 1 ] . آيهء 14 سورهء بيستم - طه . - م .