ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
211
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) ياسر بن عامر پدر عمّار همراه دو برادر خود حارث و مالك از يمن به مكه در جستجوى برادر ديگر خود آمدند ، حارث و مالك به يمن برگشتند ، ولى ياسر در مكه ماند و با ابو حذيفة بن مغيرة بن عبد الله بن عمر بن مخزوم همپيمان شد و او كنيز خود را كه نامش سميه دختر خياط بود به همسرى ياسر درآورد كه عمار را زاييد ، و ابو حذيفه او را آزاد كرد . ياسر و عمار همواره با ابو حذيفه بودند تا او مرد ، و چون خداوند اسلام را آورد ياسر و سميه و عمار و برادرش عبد الله بن ياسر مسلمان شدند . ياسر پسر ديگرى بزرگتر از عمار و عبد الله ، به نام حريث ، داشت كه بنى ديل در جاهليت او را كشتند . پس از فوت ياسر ، سميه به همسرى ازرق كه بردهاى رومى از آن حارث بن كلده ثقفى بود ، در آمد ، و اين ازرق از جمله بردگانى است كه در جنگ طايف همراه ديگر بردگان ايشان از جمله ابو بكره به حضور پيامبر آمدند و آنان را آزاد فرمود . سميه براى ازرق پسرى به نام سلمه آورد كه برادر مادرى عمار است ولى بعدها فرزندان سلمه و عمر و ديگر فرزندزادگان ازرق مدعى شدند كه ازرق از قبيلهء غسان و همپيمان بنى اميه بوده و خود را از اشراف مكه مىدانستند و فرزندان ازرق و خودش با بنى اميه وصلت كردند و از آنان فرزندانى داشتند ، و كنيه عمار ابو يقظان بوده است . فرزندان ازرق در آغاز مدعى بودند كه از خاندان تغلب هستند و از تيرهء بنى عكّب و صحيح اين است كه جبير بن مطعم از آنان دخترى را به زنى گرفت كه دختر ازرق بود و او براى جبير بن مطعم دخترى آورد كه سعيد بن عاص او را به همسرى گرفت . اخطل [ 1 ] ، عبد الله بن سعيد را مدح گفته و ضمن آن مىگويد « تو از بنى نوفل و عكب نسب دارى و هر كس به هر يك از اين دو قبيله منسوب باشد شريف است » [ 2 ] و سپس قبيلهء خزاعه آنان را فاسد كردند و دعوت كردند كه خود را از قبايل ايمن بدانند و به آنان گفتند ، مسأله بردگى روم را چيزى از شما نمىشويد ، مگر اينكه مدعى شويد از غسان هستيد و آنان بعدها مدعى شدند از قبيلهء غسان هستند . واقدى از عبد الله بن ابو عبيدة بن محمد بن عمار بن ياسر ، از پدرش نقل مىكند كه عمار بن ياسر مىگفته است * صهيب بن سنان را بر در خانهء ارقم ديدم و رسول خدا ( ص )
--> [ 1 ] . اخطل ، غياث بن غوث تغلبى از شعراى بزرگ قرن اول هجرى است . او مداح بنى اميه بود و در سال 95 هجرى درگذشته است . رك : احمد حسن زيات ، تاريخ الادب العربى ، چاپ بيست و چهارم ، مصر ، ص 161 . - م . [ 2 ] . و تجمع نوفلا و بنى عكب * كلا الحيين افلح من اصابا