ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

200

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) در دنيا مسخره مىكرديم نمىبينيم و چرا از ديده ما پوشيده‌اند . » [ 1 ] مىگفته است * منظور اين است كه در قيامت ابو جهل مىگويد بلال و فلان و به همان كجايند ما كه در دنيا ايشان را از بدكاران مىشمرديم چرا ايشان را در دوزخ نمىبينيم ، شايد هم جايى هستند كه ما آنان را نمىبينيم و شايد هم در جهنم هستند و ما جا و مكان ايشان را نمىبينيم . جرير بن عبد الحميد از منصور ، از مجاهد نقل مىكند * نخستين كسان كه اسلام خود را ظاهر ساختند هفت تن بودند ، رسول خدا ( ص ) و ابو بكر و بلال و خبّاب و صهيب و عمار و مادرش سميه . گويد : اما رسول خدا را عمويش حمايت مىكرد . ابو بكر را هم قوم او حمايت مىكردند . پنج تن ديگر را مىگرفتند و بر تن ايشان زره آهنى مىپوشاندند و در آفتاب سوزان نگاه مىداشتند تا آنكه طاقت آنان تمام مىشد و آنچه مشركان مىخواستند بر زبان مىآوردند . آن گاه خويشاوندان آنان مىآمدند و ايشان را در ظرفهاى چرمى آب مىانداختند و مىبردند . غير از بلال كه كسى را نداشت . گويد : شامگاهى ابو جهل آمد و شروع به ناسزا گويى و دشنام به سميه كرد و با نيزه سميه را كشت و اين بانو نخستين شهيد اسلام است . بلال در راه خداوند متحمل هر گونه خوارى و زبونى مىشد ، بر گردنش ريسمان مىبستند و به بچه‌ها دستور مىدادند او را ميان دره‌هاى مكه بگردانند و بلال همچنان احد احد مىگفت . واقدى از محمد بن صالح ، از عاصم بن عمر بن قتاده نقل مىكند * بلال چون به مدينه آمد در خانهء سعد بن خيثمه منزل كرد . واقدى از موسى بن محمد بن ابراهيم ، از پدرش نقل مىكند * رسول خدا ( ص ) ميان بلال و عبيدة بن حارث بن مطلب عقد برادرى بست . واقدى مىگويد : همچنين گفته شده است كه ميان بلال و ابو رويحه خثعمى عقد برادرى بسته شد ، و مىافزايد اين درست نيست و ابو رويحه در بدر هم شركت نكرده است . محمد بن اسحاق موضوع برادرى ميان بلال و ابو رويحه عبد الله بن عبد الرحمن خثعمى را كه از خاندان فرع بوده است قطعى مىداند و مىگويد : هنگامى كه عمر در شام ديوان ترتيب داد بلال به شام رفت و براى شركت در جهاد آن جا مقيم شد . عمر به او گفت : ديوان خودت را به چه كسى وا مىگذارى ؟ بلال گفت : به ابو رويحه و من هرگز به واسطهء عقد اخوت كه رسول خدا ميان من و او قرار داده است از او

--> [ 1 ] . آيات 62 و 63 سورهء سى و هشتم - ص . م .