ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

174

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) ابو معاويه ضرير از هشام بن عروة ، از پدرش ، از عايشه نقل مىكند كه مىگفته است * چون ابو بكر سنگين و بد حال شد پرسيد امروز چه روزى است ؟ گفتيم : روز دوشنبه است ، پرسيد پيامبر ( ص ) چه روزى قبض روح شد ؟ گفتيم : دوشنبه ، گفت : اميدوارم امروز تا شب مرگ من فرا رسد ، گويد : بر تن ابو بكر جامه‌اى بود كه بر آن اثرى از رنگ سرخ بود . گفت : چون مردم اين جامه را بشوييد و دو پارچهء نو هم ضميمه كنيد و مرا در سه پارچه كفن كنيد . گفتيم : آيا اجازه نمىدهى هر سه پارچه نو باشد ؟ گفت : نه آنها براى چرك و خون است و زندگان به نوپوشى سزاوارترند . عايشه مىگويد : ابو بكر شب سه شنبه درگذشت . عفان بن مسلم از حماد بن سلمة ، از هشام بن عروة ، از عروة ، از عايشه نقل مىكند كه مىگفته است * ابو بكر از من پرسيد پيامبر ( ص ) در چه روزى رحلت فرمود ؟ گفتم : دوشنبه . گفت : هر چه خدا مىخواهد ولى اميدوارم من هم در فاصلهء امروز تا امشب بميرم . گويد : به عايشه گفتيم او را در چه چيزى كفن كرديد ؟ گفت : در سه پارچهء سپيد پنبه‌اى يمنى كه در آن پيراهن و عمامه نبود . ابو بكر گفت : مىبينيد اين پارچه كه بر تن من است آثارى از رنگ زعفران و سرخ در آن ديده مىشود ، و خطاب به عايشه گفت : اين پارچه را بشوى و دو پارچه ديگر هم ضميمهء آن كن ، عايشه گفت : پدر جان اين جامه كهنه است ، گفت : زندگان به نوپوشى سزاوارترند . عبد الله بن ابو بكر حله‌اى يمنى به خاندان پيامبر تقديم كرده بود كه جسد مطهر پيامبر را نخست در آن پيچيده بودند و سپس آن را باز كرده و پيامبر ( ص ) را در سه پارچه سپيد كفن كردند ، عبد الله بن ابو بكر آن حله را براى خود برداشت و مىگفت : خودم را در پارچه‌اى كه به پيكر مقدس پيامبر ماليده شده است كفن خواهم كرد . ولى بعد گفت : نه به خدا سوگند نمىخواهم در پارچه‌اى كه خداوند نخواست پيامبرش در آن كفن شود كفن شوم ، و ابو بكر شب سه شنبه در گذشت و همان شبانه دفن شد . گويد : عايشه هم در شب درگذشت و عبد الله بن زبير او را شبانه به خاك سپرد . [ 1 ] واقدى مىگويد اسامة بن زيد ليثى ، از محمد بن حمزة بن عمرو ، از پدرش ، و عمر بن عمران بن عبد الله بن عبد الرحمن بن ابو بكر از عمر بن حسين آزاد كردهء خاندان مظعون ، از طلحة بن عبد الله بن عبد الرحمن بن ابو بكر ، همچنين محمد بن عبد الله از زهرى ، از عروة ، از عايشه همگان نقل مىكنند كه * آغاز بيمارى ابو بكر چنين بود كه روز دوشنبه هفتم

--> [ 1 ] . عبد الله بن زبير خواهرزاده عايشه و محرم اوست . - م .