ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
165
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) خراسانى هر دو مىگويند ، پيامبر ( ص ) فرمود : از زيباترين رنگها كه براى موهاى خود مىتوانيد به كار ببريد حنا و كتم است . ابو غسان مالك بن اسماعيل نهدى از اسرائيل ، از عاصم بن سليمان نقل مىكند * ابن سيرين از انس بن مالك پرسيد آيا كسى از اصحاب پيامبر ( ص ) خضاب مىكرد ؟ گفت : آرى ابو بكر خضاب مىكرد . ابن سيرين گفت : عمل او براى من كافى است . وصيت ابو بكر وكيع بن جراح و عبد اللَّه بن نمير هر دو از اعمش ، از ابو وائل ، از مسروق ، از عايشه نقل مىكنند * چون ابو بكر بيمار و به مرگ نزديك شد ، گفت : بنگريد آنچه كه بر اموال من در مدتى كه عهدهدار كار امارت بودهام افزوده شده است پس از مرگ من براى خليفهء بعدى بفرستيد ، هر چند كمال كوشش را در اين راه انجام دادهام ولى تقريبا به همان اندازه كه از بازرگانى خود سود بردهام از اينها هم بهرهمند شدهام . عايشه مىگويد : و چون ابو بكر مرد دقت كرديم غلامى از اهالى نوبه داشت كه فرزندان ابو بكر را همراهى مىكرد و شتر آبكشى كه با آن براى آبيارى نخلستانش آب مىكشيد و هر دو را نزد عمر فرستاديم . گويد : پدر بزرگم نقل مىكرد كه عمر گريست و گفت : رحمت خدا بر ابو بكر باد كه با اين كار خود كسى را كه پس از او به خلافت رسد به زحمت شديدى افكند . عبد اللَّه بن نمير و محمد بن عبيد از عبيد اللَّه بن عمر ، از عبد الرحمن بن قاسم ، از پدرش ، از عايشه نقل مىكنند كه مىگفته است * چون مرگ ابو بكر فرا رسيد گفت : من چيزى از بيت المال را كه در دستم باشد جز همين ماده شتر شيرى و همين غلام را كه نامش صيقل است و شمشيرهاى مسلمانان را اصلاح مىكند و عهدهدار كارهاى ما هم هست نمىدانم و چون مردم اينها را به عمر بدهيد و چون آنها را به عمر دادم ، گفت : خدايش رحمت كناد كه كسى را كه پس از اوست به زحمت انداخت . عمرو بن عاصم كلابى از سليمان بن مغيرة ، از ثابت ، از انس نقل مىكند كه مىگفته است * در بيمارى مرگ ابو بكر كنار حجرهاش رفتيم و گفتيم : حال خليفهء رسول خدا چگونه است ؟ گويد ، ابو بكر سر برداشت و نگاهى به ما كرد و گفت : آيا از آنچه انجام دادهام راضى و خشنود نيستند ؟ گفتم : حتما راضى و خشنوديم . گويد : عايشه از او پرستارى