ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

159

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) هم به اين كار راضى شده‌اند ؟ گفتند : آرى . گفت : چيزى را كه خدا عنايت كند كسى نمىتواند مانع آن باشد ، و آنچه را خداوند باز دارد كسى نمىتواند عطا كند . گويد : پس از مدتى مكه باز شيون شد . شيونى كمتر از شيون نخست . ابو قحافه پرسيد چه خبر شده است ؟ گفتند : پسرت درگذشته است ، گفت : خبر مهم و دردآورى است . مسلم بن ابراهيم از هشام دستوايى ، از عطاء بن سائب نقل مىكند چون ابو بكر به خلافت رسيد صبح زود چند پارچه را بر دوش خود افكند و عازم بازار شد . ميان راه عمر بن خطاب و ابو عبيدة بن جراح او را ديدند و گفتند : اى خليفهء رسول خدا به كجا مىروى ؟ گفت : به بازار ، گفتند كه چه كار مىكنى ؟ تو عهده‌دار كار مسلمانان شده‌اى . گفت : خانواده و نان‌خورهاى من از كجا بخورند ؟ گفتند : برگرد تا براى تو حقوقى معين كنيم ، و براى او روزانه نصف لاشه گوسپند و جامه معين كردند . عمر گفت : قضاوت را به من بگذار و ابو عبيده گفت : سرپرستى غنايم را به من واگذار . عمر مىگويد : گاه يك ماه مىگذشت و كسى جز دو تن براى مخاصمه به من مراجعه نمىكردند . روح بن عبادة و محمد بن عبد الله انصارى از ابن عون ، از عمير بن اسحاق نقل مىكنند مردى روى دوش ابو بكر عبايى ديد كه براى فروش عرضه داشته بود ، گفت : به من بده و من هزينه‌ات را تأمين مىكنم ، گفت : از من دور شو كه نبايد تو و پسر خطاب مرا در مورد هزينهء خانواده‌ام بفريبد . عفان بن مسلم از سليمان بن مغيره ، از حميد بن هلال نقل مىكند چون ابو بكر خليفه شد ، برخى از اصحاب گفتند براى خليفهء رسول خدا چيزى قرار دهيد كه او را بىنياز گرداند ، گفتند : آرى . جامه‌هايش هر گاه كهنه شد آن را بگذارد و مثل آن را بگيرد و چون به سفر برود مركب او را مىدهيم و هزينهء خانواده‌اش را به همان اندازه كه پيش از خلافت مىگرفته است مىپردازيم ، ابو بكر گفت : خشنودم . عارم بن فضل از حماد بن زيد ، از ايوب ، از حميد بن هلال نقل مىكند چون ابو بكر به خلافت رسيد ، در حالى كه چند برد را بر شانهء خود افكنده بود ، به سوى بازار حركت كرد و گفت : مرا از تأمين هزينهء نان‌خورهايم باز مداريد . عبد الله بن جعفر رقى از عبيد الله بن عمرو ، از معمر ، از زهرى ، از عروة ، از عايشه نقل مىكند كه مىگفته است چون ابو بكر خليفه شد ، گفت : قوم من مىدانند كه شغل و حرفهء من هزينهء خانواده‌ام را تأمين مىكرد و اكنون به كار مسلمانان مشغول شده‌ام و از مال مسلمانان