ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

153

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) خالد بن مخلد از عبد الله بن عمر ، از نافع ، از ابن عمر نقل مىكند * پيامبر ( ص ) در نخستين مراسم حج كه در اسلام صورت گرفت ابو بكر را به سرپرستى حج گماشت و در سال بعد خود آن حضرت با مردم حج گزاردند ، و چون پيامبر ( ص ) رحلت فرمود و ابو بكر خليفه شد در سال اول عمر را به سرپرستى حج گماشت و سال بعد خودش حج گزارد . و چون ابو بكر درگذشت و عمر خليفه شد ، سال نخست عبد الرحمن بن عوف را به سرپرستى حج گماشت و بقيهء سالها را خود حج گزارد و چون عمر درگذشت و عثمان خليفه شد عبد الرحمن بن عوف را به سرپرستى حج گماشت . احمد بن عبد الله بن يونس از ابو بكر بن عياش ، از مبشر سعدى ، از ابن شهاب نقل مىكند * پيامبر ( ص ) خوابى ديد و براى ابو بكر آن را نقل كرد و فرمود : در خواب چنان ديدم كه من و تو از نردبانى بالا مىرويم و من دو پله و نيم از تو پيش افتادم . گفت : اى رسول خدا خير است . اميدوارم خداوند تو را باقى نگه دارد و امورى را ببينى كه تو را خوشنود و چشمت را روشن سازد . گويد : پيامبر ( ص ) سه بار اين خواب را براى ابو بكر تكرار فرمود و در بار سوم گفت : مثل اينكه من و تو براى بالا رفتن از پلكانى مسابقه گذاشته بوديم و من دو پله و نيم از تو جلو افتادم . ابو بكر گفت : اى رسول خدا ، خداوند تو را به سوى رحمت و مغفرت خويش فرا مىگيرد و من پس از شما دو سال و نيم زنده مىمانم . فضل بن عنبسة خزاز واسطى و عارم بن فضل از حماد بن زيد ، از سعيد بن ابى صدقه ، از محمد بن سيرين نقل مىكنند كه مىگفته است * پس از رسول خدا ( ص ) در مسائل پيچيده هيچ كس به اندازهء ابو بكر قاطع نبود و پس از ابو بكر هيچ كس به اندازهء عمر قاطع نبود . چنان كه اگر براى ابو بكر مسأله‌اى پيش مىآمد كه در قرآن و سنت پيامبر ( ص ) براى آن دستور العملى نبود ، مىگفت در اين مورد اجتهاد مىكنم و رأى خود را مىگويم ، اگر درست بود عنايت الهى است و اگر خطا بود از من است ، و از خداوند طلب آمرزش مىكنم . يزيد بن هارون از ابراهيم بن سعد ، از پدرش ، از قول پسر جبير بن مطعم ، از پدرش نقل مىكند * زنى به حضور رسول خدا ( ص ) آمد و از آن حضرت چيزى خواست و چيزى پرسيده ، پيامبر ( ص ) فرمود : برو بعد به من مراجعه كن ، گفت : اگر آمدم و شما را نديدم و مقصودش اين بود كه اگر شما مرده بوديد چه كنم ؟ فرمود : اگر آمدى و من نبودم به ابو بكر مراجعه كن . ابو داود سليمان طيالسى و عبد العزيز بن عبد الله از ابراهيم بن سعد ، از پدرش ، از محمد بن جبير بن مطعم ، از پدرش هم همين موضوع را نقل مىكند .