ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
154
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) نمازى كه پيامبر ( ص ) به هنگام رحلت خود به ابو بكر دستور فرمود بگزارد حسين بن على جعفرى از زائدة ، از عبد الملك بن عمير ، از ابو بردة ، از ابو موسى نقل مىكند چون پيامبر ( ص ) بيمار و بيمارى آن حضرت سخت شد ، فرمود : به ابو بكر دستور دهيد با مردم نماز بگزارد . عايشه گفت : اى رسول خدا ابو بكر مردى دل نازك است و صدايش كوتاه است و چون در جاى شما بايستد صدايش به مردم نخواهد رسيد . فرمود : به ابو بكر بگوييد با مردم نماز بگزارد كه شما همچون زنان اطراف يوسف ( ع ) هستيد . همين راوى از زائده ، از عاصم ، از زر ، از عبد الله نقل مىكند * چون رسول خدا ( ص ) رحلت فرمود ، انصار گفتند : بايد فرماندهى از ما و فرماندهى از شما باشد . گويد ، عمر پيش آنان آمد و گفت : اى گروه انصار مگر شما نمىدانيد كه رسول خدا به ابو بكر دستور فرمود با مردم نماز بگزارد ؟ گفتند : چرا ، گفت : كدام يك از شما راضى مىشود كه بر ابو بكر مقدم شود ؟ گفتند : پناه بر خدا مىبريم كه بخواهيم بر ابو بكر مقدم شويم . ابو معاويه ضرير از اعمش ، از ابراهيم ، از اسود ، از عايشه نقل مىكند كه مىگفته است چون بيمارى و حال پيامبر ( ص ) سنگين شد ، بلال آمد و اذان گفت و اعلان وقت نماز كرد ، فرمود : به ابو بكر دستور دهيد با مردم نماز بگزارد . من گفتم : اى رسول خدا ابو بكر مردى اندوهگين است و چون در جاى شما به نماز بايستد صدايش به مردم نمىرسد اگر صلاح بدانيد دستور فرماييد عمر با مردم نماز بگزارد ، فرمود : بگوييد ابو بكر نماز بگزارد ، من به حفصه گفتم : تو بگو كه ابو بكر مردى اندوهگين است و اگر به جاى شما نماز بگزارد صدايش به مردم نمىرسد مناسب است به عمر دستور فرماييد نماز بگزارد و چون حفصه اين سخن را گفت ، پيامبر ( ص ) فرمود : همانا كه شما همان زنان اطراف يوسفايد ، حتما به ابو بكر دستور دهيد با مردم نماز بگزارد ، حفصه به عايشه گفت : هيچ گاه از تو خيرى نديدهام ، عايشه مىگويد : و چون ابو بكر به نماز ايستاد پيامبر ( ص ) در خود احساس سبكى كرد و از جا برخاست و در حالى كه ميان دو مرد حركت مىكرد پاهايش به زمين كشيده مىشد و وارد مسجد شد ، همين كه ابو بكر احساس كرد خواست كنار برود ، پيامبر ( ص ) اشاره فرمود كه همان جا بماند و ادامه دهد . گويد : پيامبر ( ص ) آمد و در طرف چپ ابو بكر به زمين نشست و نشسته نماز مىگزارد و حال آنكه ابو بكر ايستاده بود و در نماز خود به