ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

149

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) واقدى از اسامة بن زيد بن اسلم ، از پدرش نقل مىكند * ابو بكر معروف به بازرگانى و داد و ستد بود و هنگامى كه پيامبر ( ص ) مبعوث شد ، چهل هزار درم داشت كه با آن سرمايه ، بردگان را آزاد مىكرد و مسلمانان را تقويت مىنمود و چون به مدينه آمد پنج هزار درم داشت و آن جا هم همان گونه كه در مكه عمل مىكرد ، رفتار مىنمود . موضوع غار و هجرت به مدينه يزيد بن هارون از حماد بن سلمه ، از هشام بن عروة ، از پدرش نقل مىكند * پيامبر ( ص ) به ابو بكر فرمود : به من فرمان داده شده است از مكه بيرون روم و هجرت كنم ، ابو بكر گفت : آيا مىتوانم همراه شما باشم . فرمود : تو همراه من هستى . گويد ، هر دو بيرون آمدند و به غار ثور رفتند و آنجا پناه گرفتند . عبد الله بن ابو بكر شبها اخبار مكه را به آنها مىرساند و سحرگاه به مكه و ميان مردم بر مىگشت . چنان كه مىپنداشتند شب را در مكه بوده است . عامر بن فهيره هم كه گوسپندان ابو بكر را به چرا مىبرد ، شامگاه گوسپندان را بر در غار مىآورد و آنان از شير گوسپندان مىنوشيدند ، اسماء هم معمولا براى ايشان غذا تهيه مىكرد و مىفرستاد . يك بار غذا را در سفره‌اى نهاد و چون چيزى نيافت كه گرد سفره ببندد دامن خود را دو قطعه كرد و آن سفره را در قطعه‌اى پيچيد و به همين جهت به ذات النطاقين ( دو دامنه ، دو كمربنددار ) معروف شد . همچنين مىگويد ، چون پيامبر ( ص ) فرمود مأمور به هجرت شده‌ام ابو بكر شترى داشت و پيامبر ( ص ) هم شترى براى خود خريد . ابو بكر بر شترى و رسول خدا هم بر شتر ديگر سوار شدند ، حماد در روايت خود مىگويد : عامر بن فهيره هم شترى داشته است و چون رسول خدا ( ص ) از يك شتر خسته مىشد شتران را عوض مىكردند . يعنى رسول خدا بر شتر ابو بكر و ابو بكر بر شتر عامر و عامر بر شتر رسول خدا ( ص ) سوار مىشدند ولى شتر ابو بكر هنگامى كه پيامبر سوارش مىشد سنگين حركت مىكرد . گويد ، هديه‌اى هم از شام به وسيلهء طلحة بن عبيد الله براى ابو بكر رسيد كه پارچه‌هاى سپيد شامى بود و رسول خدا و ابو بكر پوشيدند و در حالى كه جامهء سپيد بر تن داشتند وارد مدينه شدند . ابو اسامة از هشام بن عروة ، از پدرش نقل مىكند * عبد الله بن ابو بكر به هنگامى كه پيامبر ( ص ) و پدرش در غار ثور بودند براى ايشان خوراك مىبرد .