ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

150

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) واقدى از معمر ، از زهرى ، از عروة ، از عايشه نقل مىكند * ابو بكر در هجرت به مدينه همراه رسول خدا بيرون آمد عامر بن فهيره هم همراهشان بود و راهنمايى هم به نام عبد الله بن اريقط ديلى آنان را همراهى مىكرد ، و با آنكه كافر بود به او اعتماد داشتند . عفان بن مسلم از همام بن يحيى ، از ثابت ، از انس نقل مىكند * ابو بكر به او گفته است ، هنگامى كه در غار بوديم به پيامبر گفتم : اى رسول خدا ، اگر يكى از ايشان زير پاى خود را بنگرد ما را خواهد ديد . پيامبر فرمود : اى ابو بكر گمان تو در مورد دو تنى كه شخص سوم ايشان خداست چگونه است ؟ ! ! شبابة بن سوار از ابو العطوف جزرى ، از زهرى نقل مىكند * پيامبر ( ص ) به حسان بن ثابت فرمود : آيا دربارهء ابو بكر چيزى سروده‌اى ؟ گفت : آرى ، فرمود : بگو تا بشنوم . حسان چنين گفت : « دومى دو تنى كه در آن غار بلند بودند و دشمن چون بر كوه بر آمد گرد او مىگشت ، او محبوب رسول خدا از ميان همهء مردم بود همگان اين را مىدانند و هيچ كس با او برابر نيست . [ 1 ] » گويد ، رسول خدا ( ص ) از اين ابيات چنان تبسم فرمود كه دندانهاى پيشين ايشان ديده شد و فرمود : اى حسان درست گفتى او همچنين است . واقدى از اسماعيل بن عبد الله بن عطيه بن عبد الله بن انيس ، از پدرش نقل مىكند * چون ابو بكر از مكه به مدينه هجرت كرد در خانه حبيب بن يساف منزل كرد . همچنين واقدى از موسى بن عبيده ، از ايوب بن خالد نقل مىكند * ابو بكر در خانهء خارجة بن زيد بن ابو زهره منزل كرد . و باز واقدى از موسى بن يعقوب ، از محمد بن جعفر بن زبير نقل مىكند * ابو بكر در مدينه به خانهء خارجة بن زيد وارد شد و با دخترش ازدواج كرد و ابو بكر همواره تا پيامبر ( ص ) زنده بودند در قبيلهء بنى حارث بن خزرج در محلهء سنخ زندگى مىكرد . واقدى از موسى بن محمد بن ابراهيم ، از پدرش نقل مىكند * رسول خدا ميان ابو بكر و عمر عقد برادرى بست .

--> [ 1 ] . و ثانى اثنين فى الغار المنيف و قد * طاف العدو به اذ صعد الجبلا و كان حب رسول الله قد علموا * من البريّة لم يعدل به رجلا اين دو بيت به ضميمه چهار بيت ديگر در ديوان حسان ، چاپ بيروت ، 1966 ، ص 174 به روايت از خباب عبد الله بن مسعود آمده است . - م .