ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
136
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) بن مسعود به حمص [ 1 ] هجرت كرده بود عمر او را به كوفه فرستاد و براى مردم كوفه نوشت سوگند به خدايى كه جز او خدايى نيست ، من شما را بر خودم ترجيح دادم و عبد اللَّه بن مسعود را پيش شما فرستادم از او همه چيز فرا گيريد . فضل بن دكين از مسعودى ، از قاسم بن عبد الرحمن نقل مىكند * مستمرى ساليانه عبد اللَّه بن مسعود شش هزار درم بود . عفان بن مسلم از خالد بن عبد اللَّه ، از اسماعيل بن ابى خالد ، از قيس بن ابى حازم نقل مىكند كه ، مىگفته است * عبد اللَّه بن مسعود را ديدم ، مردى لاغر و كم گوشت بود . يزيد بن هارون از مسعودى ، از سليمان بن ميناء ، از نفيع خدمتگزار عبد اللَّه بن مسعود نقل مىكند كه مىگفته است * عبد اللَّه بن مسعود از بخشندهترين مردم بود ، جامه سپيد مىپوشيد و از خوشبوترين مردم بود . محمد بن عبد اللَّه اسدى از مسعر ، از محمد بن جحادة ، از طلحه نقل مىكند * عبد اللَّه بن مسعود در شب از بوى خوشى كه از او ساطع بود شناخته مىشد . واقدى از عبد اللَّه بن جعفر ، از عبد الرحمن بن محمد بن عبد القارى ، از عبيد اللَّه بن عبد اللَّه بن عتبه نقل مىكند * ابن مسعود مردى لاغر كوته قامت و سيهچرده بود و موهاى سپيد خود را رنگ نمىكرد . وكيع بن جرّاح از سفيان ، از ابو اسحاق نقل مىكند هبيرة بن يريم مىگفته است * عبد اللَّه بن مسعود داراى موهايى بود كه گويى با عسل به يك ديگر چسباندهاند يعنى موهايش لاخلاخ نبود و موهايش تا بالاى گوشهايش بود . فضل بن دكين از زهير ، از ابو اسحاق ، از هبيرة بن يريم نقل مىكند * موهاى عبد اللَّه بن مسعود تا حدود سر شانه و بالاى سينهاش مىرسيد ، و به هنگام نماز مىديدم موهايش را پشت گوشش قرار مىدهد . عبد الوهاب بن عطاء عجلى از سعيد بن ابى عروبه ، از ابو معشر ، از ابراهيم نقل مىكند * انگشتر ابن مسعود از آن بود . ابو معاويه ضرير و عبد اللَّه بن نمير از اعمش ، از ابراهيم ، از علقمه ، از عبد اللَّه نقل مىكند * عبد اللَّه بن مسعود بيمار شد و در آن بيمارى بيتابى مىكرد . گويد ، به او گفتيم : در
--> [ 1 ] . حمص ، شهرى است در سوريه ميان دمشق و حلب ، كه از صدر اسلام مورد توجه بوده است . - م .