ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
137
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) بيماريهاى قبلى نمىديديم بيتابى كنى ، در اين بيمارى چرا بيتابى مىكنى ؟ گفت : اين ناخوشى كه مرا گرفته ناگهانى بود و مىترسم غفلتى در من ايجاد كند . واقدى از سفيان ثورى نقل مىكند * عبد اللَّه بن مسعود ضمن آنكه از مرگ ياد مىكرد مىگفت : امروز براى مرگ آماده نيستم [ هنوز براى مرگ آماده نيستم ] . يعلى بن عبيد از اسماعيل ، از قول جرير كه مردى از قبيلهء بجيلة است نقل مىكند كه عبد اللَّه بن مسعود مىگفته است * دوست مىدارم كه اى كاش پس از مردنم مبعوث نشوم . [ 1 ] وصيت و آنچه عبد اللَّه بن مسعود به آن سفارش كرد وكيع بن جراح از ابو العميس ، از عامر بن عبد اللَّه بن زبير نقل مىكند * عبد اللَّه بن مسعود وصيت كرد و در وصيت نامهء خود چنين نوشت : « به نام خداوند بخشندهء مهربان ، اگر در اين بيمارى براى او پيشامدى كرد وصى او پس از خداوند متعال زبير بن عوام و پسرش عبد اللَّه بن زبير است و آن دو در هر حكمى كه كنند و هر تصميمى كه بگيرند آزاد و صاحب اختيارند و هيچ يك از دختران عبد اللَّه بن مسعود بدون اجازه آن دو نبايد ازدواج كند ، زينب هم از اين موضوع نبايد سرپيچى كند » . موسى بن اسماعيل از عبد الواحد بن زياد ، از ابو عميس عتبة بن عبد اللَّه ، از عامر بن عبد اللَّه بن زبير نقل مىكند كه مىگفته است * چون رسول خدا ( ص ) ميان زبير و عبد اللَّه بن مسعود عقد برادرى بسته بودند ، عبد اللَّه بن مسعود به زبير و پسرش عبد اللَّه بن زبير وصيت كرد و نوشت كه آن دو هر كارى را كه عهدهدار شوند و به انجام دادن آن دستور دهند آزادند ، و نبايد هيچ يك از دختران او بدون اطلاع ايشان ازدواج كند . ولى اين مسأله ، همسرش زينب دختر عبد اللَّه ثقفى را از اظهار نظر محروم نمىسازد و از جمله در مورد بردهء خود وصيت كرد كه اگر پانصد درم بپردازد آزاد خواهد بود . وكيع بن جراح از ابو عميس ، از حبيب بن ابى ثابت ، از خيثم بن عمرو نقل مىكند عبد اللَّه بن مسعود وصيت كرد او را در حلهاى كه دويست درم ارزش داشت كفن كنند . ابو غسان مالك بن اسماعيل از شريك ، از محمد بن عبد اللَّه مرادى ، از عمرو بن مره ،
--> [ 1 ] . نشان دهنده بيم از مرگ و آخرت و اندك شمردن اعمال عبادى خويشتن است . - م .