ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
130
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) از همپيمانان بنى زهرة بن كلاب از قبايل عرب عبد اللَّه بن مسعود پسر غافل ، پسر حبيب ، پسر شمخ ، پسر فأر ، پسر مخزوم پسر صاهله ، پسر كاهل ، پسر حارث ، پسر تميم ، پسر سعد ، پسر هذيل ، پسر مدركه و نام مدركه عمرو بن الياس بن مضر و كنيهاش ابو عبد الرحمن است . مسعود بن غافل در جاهليت با عبد بن حارث بن زهرة همپيمان شد و مادر عبد اللَّه بن مسعود ، ام عبد دختر عبد ود بن سواء بن قريم بن صاهله بن كاهل بن حارث بن تميم بن سعد بن هذيل است و مادر او هند دختر عبد بن حارث بن زهرة بن كلاب است . يعلى بن عبيد از اعمش ، از زيد بن وهب ، همچنين اعمش از ابراهيم ، از علقمه نقل مىكنند * كنيه عبد اللَّه بن مسعود ابو عبد الرحمن بوده است . عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از عاصم بن ابى النجود ، از زر بن حبيش ، از عبد اللَّه بن مسعود نقل مىكند كه مىگفته است پسر بچهاى در حد بلوغ بودم و گوسپندان عقبة بن ابى معيط را مىچراندم پيامبر ( ص ) و ابو بكر كه از مشركان گريخته بودند پيش من آمدند ، پيامبر فرمود : اى پسر آيا قدرى شير دارى كه به ما بياشامانى ؟ گفتم : من امين اين گلهام و نمىتوانم به شما شير بدهم . پيامبر ( ص ) فرمود : آيا ماده بزى كه جفت گيرى نكرده باشد در گله هست ؟ گفتم : آرى و چنان ماده بزى را آوردم ، پيامبر پاى حيوان را در دست گرفت و دست به پستان آن كشيد و دعا فرمود كه در نتيجه پستان جانور پر شير شد و ابو بكر سنگ گودى را آورد و پيامبر آن بز را در آن سنگ دوشيد و ابو بكر از آن نوشيد . پيامبر ( ص ) دوباره بز را دوشيد و من آشاميدم و سپس به پستان بز فرمود به حال نخست برگرد و خشك شو و چنان شد . گويد : پس از آن به حضور پيامبر ( ص ) رسيدم و گفتم : قرآن به من بياموز . فرمود : تو پسر بچهء آموختهاى هستى و من از دهان رسول خدا ( ص ) هفتاد سوره را آموختم و در اين مورد هيچ كس با من ستيز و نزاعى ندارد . واقدى از محمد بن صالح ، از يزيد بن رومان نقل مىكند عبد اللَّه بن مسعود پيش از آنكه پيامبر ( ص ) به خانهء ارقم برود مسلمان شد .