ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
118
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) واقدى از ابو بكر بن عبد الله بن ابى سبرة ، از محمد بن ابى حرمله ، از عثمان بن شريد نقل مىكند كه مىگفته است * عبد الرحمن بن عوف هزار شتر و سه هزار گوسپند و صد اسب باقى گذاشت كه اطراف بقيع به چرا مشغول بودند و در جرف با بيست شتر آبكش براى او كشاورزى مىشد و قوت و خوراك ساليانه خاندان او از آنجا تأمين مىشد . عارم بن فضل از حماد بن زيد ، از ايوب ، از محمد نقل مىكند * عبد الرحمن بن عوف درگذشت و از جمله چيزهايى كه باقى گذاشت ، شمشهاى بزرگ طلا بود كه با تبر آنها را قطعه قطعه مىكردند و دست مردان از كار مىافتاد ، و چهار زن به هنگام مرگ داشت كه سهم هر يك از آنان از مجموع يك هشتم به هشتاد هزار رسيد . [ 1 ] واقدى از اسامة بن زيد ليثى ، از صالح بن ابراهيم بن عبد الرحمن بن عوف نقل مىكند كه مىگفته است * سهم ارث تماضر دختر اصبغ كه يك چهارم از يك هشتم بود به يكصد هزار تقويم شد . ابو نعيم فضل بن دكين از ابو العلاء كامل ، از ابو صالح نقل مىكند * عبد الرحمن بن عوف به هنگام مرگ سه همسر داشت كه سهم هر يك هشتاد هزار شد . سعد بن ابى وقاص نام ابو وقاص مالك است كه پسر وهيب بن عبد مناف بن زهرة بن كلاب بن مره است . كنيه سعد ابو اسحاق بوده است ، مادرش حمنة دختر سفيان بن امية بن عبد شمس بن عبد مناف بن قصىّ است . محمد بن سليم عبدى از سفيان بن عيينة ، از على بن زيد ، از سعيد بن مسيب ، از قول سعد بن ابى وقاص نقل مىكند كه مىگفته است * به پيامبر عرض كردم : من كيستم ؟ فرمود : تو سعد بن مالك بن وهيب بن عبد مناف بن زهرة هستى و هر كسى غير از اين بگويد لعنت خدا بر اوست . على بن عبد الله بن جعفر از يحيى بن سعيد قطان ، از مجالد ، از شعبى ، از جابر بن عبد الله نقل مىكند * پيامبر ( ص ) نشسته بود ، سعد بن ابى وقاص آمد . پيامبر فرمود : اين
--> [ 1 ] . در اينجا ذكر نشده كه درم بوده است يا دينار و به هر حال يعنى جمع ميراث او پنج ميليون و يكصد و بيست هزار ( درم يا دينار ؟ ! ) بوده است . - م .