ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
80
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) كه سواران مقداد » [ 1 ] . پس سعد بن زيد حسان را بر اين شعر نكوهيد و او گفت قافيه مرا واداشت كه مقداد را بياورم . و پيامبر ( ص ) روز دوشنبه به مدينه بازگرديد و پنج شب از مدينه غايب بود . هاشم بن قاسم از عكرمة بن عمّار عجلى ، از إياس بن سلمة بن اكوع ، از قول پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * من و رباح غلام پيامبر ( ص ) نگاهبان شتران شيرده و ديگر دامهاى پيامبر ( ص ) بوديم . از مدينه با اسب طلحة بن عبيد اللّه بيرون شدم و مىخواستم اسب را با شتران به دو در آورم . آخر شب عبد الرحمن بن عيينة شتران پيامبر ( ص ) را غارت كرد و ساربان را كشت و با گروهى از سواران به راندن آنها پرداخت . رباح را گفتم : بر اين اسب نشين و آن را به طلحه برسان و پيامبر ( ص ) را از بردن گله با خبر ساز . و خود نيز بر تپهيى ايستادم و روى به جانب مدينه نموده سه بار آواز به استمداد برداشتم . سپس با شمشير و تير و كمان از دنبالهء دشمن رفتم و در درختزارها بر آنان تير مىانداختم و اسبانشان را از پاى در مىآوردم . و هر گاه سوارى به جانب من مىآمد كنار درختى نشسته پناه مىگرفتم و تير مىانداختم و هر سوارى كه مىآمد درماندهاش كرده تير مىانداختم و مىگفتم : « منم پسر اكوع و امروز روز نابودى ناكسان است » . بر هر سوارى از ايشان كه مىرسيدم تيرى مىانداختم و تير به دو مىخورد و جگرش را مىدريد و مىگفتم : بگير كه منم پسر اكوع و امروز روز نابودى ناكسان است . و چون در درختزارها بودم همچنان تير مىانداختم و چون بلنديها مرا در ميان مىگرفتند به بالاى كوه مىرفتم و بر آنان سنگ مىباريدم و همه وقت سر در پى آنها داشتم و رجز مىخواندم و شتران و دامهاى پيامبر ( ص ) را كه ربوده بودند جملگى از دست آنان بيرون كشيدم و در پى خود رها كردم . و همچنان تير مىانداختم چندان كه ناگزير آمدند سى نيزه و سى بالا پوش خود را بيندازند تا سبكبار شوند . و هر چه آنان مىانداختند من بر مىداشتم و سنگى بر آن مىگذاشتم و در راه رسول خدا مىنهادم . و نزديك ظهر ، عيينة بن بدر فزارى به يارى ايشان آمد و آنان در درّهء تنگى بودند و من بر فراز كوه بودم و مشرف بر ايشان . عيينه پرسيد : اين كيست ؟ گفتند : از اين مرد رنج فراوان كشيديم ، از سپيده دم تا هم اينك از ما جدا نشد و هر چه در دست ما بود گرفت و پشت سر نهاد . عيينه گفت : اگر نمىدانست كه از پشت سر به
--> [ 1 ] . « غداة فوارس المقداد » از مصراع دوم بيتى از حسّان بن ثابت ، ر ك : ديوان حسان ، چاپ بيروت ، 1966 ، ص 65 . - م .