ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

77

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) بنى لحيان نهاد كه در ناحيهء عسفان [ 1 ] ساكن بودند . گويند رسول خدا ( ص ) بر شهادت عاصم بن ثابت و همراهانش سخت اندوهگين شد و چنين نمود كه آهنگ شام دارد و روز اوّل ماه ربيع الاول با دويست مرد و بيست اسب از مدينه بيرون آمد و عبد اللّه بن ام مكتوم را به نيابت خويش بر مدينه بداشت و شتابان رفت تا به وادى غران رسيد ، و از آن جا تا عسفان پنج ميل راه است و قتلگاه عاصم و ياران او بود . و براى شهيدان طلب آمرزش و دعا فرمود . و چون بنى لحيان خبر آمدن پيامبر ( ص ) را شنيدند به بلنديها و قلهء كوهها گريختند و پيامبر ( ص ) بر هيچ تنى از ايشان دست نيافت و يك دو روز توقف فرمود و گروههايى را به هر سو گسيل داشت و آنان هم با هيچ تنى از ايشان روباروى نيامدند . پس آن گاه پيامبر ( ص ) خود را به عسفان رسانيد و ابو بكر را با ده سوار به اطراف گسيل داشت و مراد او اين بود كه قريش بشنوند و آگاه شوند و بترسند . ابو بكر و همراهانش تا غميم [ 2 ] رفتند و بازگرديدند و كسى را نديدند . پس آن گاه پيامبر ( ص ) به مدينه بازگرديد و مىفرمود : به سوى خدا باز مىگرديم و توبه كننده‌ايم و عبادت كننده و پروردگار را ستايش كننده . و چهارده شب از مدينه غايب بود . عبد اللّه بن ادريس از محمد بن اسحاق ، از عاصم بن عمر و عبد اللّه بن ابو بكر نقل مىكرد كه * پيامبر ( ص ) چون به قصد بنى لحيان بيرون آمد چنين وانمود كرد كه آهنگ شام دارد تا آنان غافلگير شوند . و از مدينه بيرون آمد و راه غراب [ 3 ] را پيش گرفت و به محيض و بتراء رسيد و به جانب چپ رفت و به بين [ 4 ] و صخيرات الثمام رسيد و پس آن گاه به سيالة رفت و شتابان راه خود را ادامه داد تا در غران فرود آمد . و اين نظر ابن ادريس است . و غران مقامگاه بنى لحيان بود و آنان ديدند كه بنى لحيان به كوهها پناه برده‌اند ، و چون به دشمن دست نيافتند ، گفتند همانا بايد به عسفان مىرفتيم و به اهل مكه نشان مىداديم كه به قصد ايشان آمده‌ايم . از اين بود كه با دويست سوار از اصحاب خود بيرون آمد و چون به عسفان رسيدند ، دو سوار را به كراع الغميم فرستاد و آن دو كرّ و فرّى كردند و بازگرديدند و پيامبر ( ص ) و اصحاب هم به جانب مدينه آمدند . جابر بن عبد اللّه مىگفته است شنيدم پيامبر ( ص ) مىگفت : به خواست خداوند به سوى خدا باز مىگرديم و توبه كنندگانيم و

--> [ 1 ] . عسفان ، دهكدهء بزرگى ميان مكه و مدينه . - م . [ 2 ] . غميم و كراع الغميم ، به معنى سبزه نام جايى است در هشت ميلى عسفان نزديك مكه ، و در راه مكه و مدينه . - م . [ 3 ] . غراب نام كوهى است نزديك مدينه . - م . [ 4 ] . بين در مغازى واقدى نيز به همين صورت ضبط است و نام دهكده‌يى است از دهكده‌هاى سياله ، نزديك مدينه . - م .