ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

78

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) پروردگار خود را ستايش كنندگانيم ، خدايا از گرفتاريهاى سفر و بد فرجامى و گرفتاريهاى خانواده و مال به تو پناه مىبرم . روح بن عبادة از حسين معلّم ، از يحيى بن ابو كثير ، از ابو سعيد آزاد كردهء مهدى ، از ابو سعيد خدرى نقل مىكند كه مىگفته است * رسول خدا ( ص ) گروهى را به جانب بنى لحيان از هذيل گسيل فرمود و گفت : در آن جا از هر دو تن يك تن پيشروى كند و پاداش و ثواب آن براى هر دو تن خواهد بود . اسماعيل بن عبد الكريم صنعانى از ابراهيم بن عقيل بن معقل ، از پدرش ، از وهب ، از جابر بن عبد اللّه نقل مىكند كه * از پيامبر ( ص ) پس از بازگرديدن از جنگ عسفان شنيدم كه مىفرمود : به سوى خدا باز مىگرديم و توبه كنندگانيم و پروردگار خود را ستايش كنندگان و سپاسگزارندگانيم . غزو غابة [ 1 ] پس آن گاه در ماه ربيع الاول از سال ششم هجرت پيامبر ( ص ) به غزو غابة [ 2 ] رفت ، و آن در يك منزلى مدينه است بر راه شام . گويند ، ماده شتران شيرى رسول خدا ( ص ) در غابة چرانيده مىشدند و بيست رأس بودند و ابو ذرّ بر آنها نگاهبان بود . عيينة بن حصن سه شنبه شبى بر آنها غارت برد و چهل سوار همراهش بودند و شتران را در ربودند و پسر ابو ذرّ را كشتند . كسى به مدينه آمد و بانگ برداشت و يارى خواست و براى اوّل بار در مدينه ندا داده شد كه اى سواران خدا سوار شويد . و در پگاه چهارشنبه پيامبر ( ص ) بيرون آمد و ايستاد ، سلاح پوشيده و زره بر تن . و نخستين كس كه به حضور پيامبر ( ص ) آمد مقداد بن عمرو بود و زره و مغفر داشت و با شمشير آخته حاضر آمد و پيامبر ( ص ) بر سر نيزهء او لوائى بست و فرمود : برو كه سواران از پى تو خواهند آمد و ما نيز از دنبال تو مىآييم . رسول خدا ، عبد اللّه بن امّ مكتوم را به نيابت خويش در مدينه بداشت و سعد بن عبادة را نيز با سيصد تن از قومش به نگاهبانى مدينه گماشت .

--> [ 1 ] . نام اين جنگ در سيرهء ابن هشام ذى قرد ثبت شده است . - م . [ 2 ] . واقدى در مغازى تاريخ اين جنگ را چهارشنبه سوم ربيع الآخر از سال ششم هجرت ثبت كرده است . - م .