ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
74
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) كارهايى به خدمت مىگرفت ، و در مورد خمس لوازم خانگى و اثاث نيز چنين رفتار شد . كثير بن هشام از جعفر بن برقان ، از يزيد يعنى ابن الاصمّ نقل مىكند كه مىگفته است * چون مشركان از جنگ احزاب منصرف شده بازگرديدند ، پيامبر ( ص ) به خانه آمد و به شستن سر خود پرداخت كه جبرئيل ( ع ) آمد و گفت : خداوند تو را عفو فرمايد ، چگونه سلاح بر زمين گذاشتى و حال آنكه هنوز فرشتگان سلاح بر زمين نگذاشتهاند ؟ در كنار حصن بنى قريظه پيش ما بيا . پيامبر ( ص ) مردم را امر كرد در كنار حصن آنان حاضر شوند و سپس خود غسل كرد و آن جا حاضر شد . ابو غسّان مالك بن اسماعيل نهدى از جويرية بن اسماء ، از نافع ، از ابن عمر نقل مىكند كه * چون احزاب بازگرديدند ، پيامبر ( ص ) به مسلمانان فرمود : هيچ كس نبايد نماز ظهر بگزارد مگر در محلهء بنى قريظه . گروهى از بيم قضا شدن نماز آن را بجاى آوردند و گروهى گفتند : ما همچنان كه پيامبر ( ص ) امر كرده است نماز خواهيم گزارد اگر چه وقت آن بگذرد . همو گويد پيامبر ( ص ) هيچ يك از دو گروه را سرزنش نفرمود . شهاب بن عبّاد عبدى از ابراهيم بن حميد رؤاسى ، از اسماعيل بن ابو خالد ، از بهىّ و ديگران نقل مىكند كه * پيامبر ( ص ) سوار بر خرى برهنه به جانب بنى قريظه رفت ولى مردم پياده بودند . موسى بن اسماعيل از جرير بن حازم ، از حميد ، از انس بن مالك نقل مىكند كه مىگفته است * گويى هم اينك گرد و خاكى را كه از حركت جبرئيل در كوچهء بنى غنم ديده مىشد ، مىبينم و اين همان هنگامى بود كه پيامبر ( ص ) به جانب محلهء بنى قريظه روى در راه نهاده بود . فضل بن دكين از عبد العزيز بن ابو سلمة ، از ماجشون نقل مىكند كه مىگفته است * روز احزاب جبرئيل به حضور رسول خدا آمد و عمامهاى سياه بسته بود و شكر آويز آن را ميان دو كتف خود آويخته بود و بر اسبى سوار بود و زير خود قطيفهيى سرخ انداخته بود و دندانهايش غبار آلود بود . گفت : پيش از آنكه ما اسلحه به زمين بگذاريم شما اسلحه به زمين گذاشتهايد ؟ خداوند فرمان مىدهد به جانب بنى قريظه بر وى . عارم بن فضل از حمّاد بن زيد ، از يحيى بن سعيد ، از سعيد بن مسيّب نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) بنى قريظه را چهارده شب در محاصره داشت . فضل بن دكين از سفيان ، و عمرو بن هيثم از شعبه ، و همگى از عبد الملك ابن عمير ،