ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
75
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) از عطيّة قرظى نقل مىكنند كه مىگفته است * من نيز از كسانى بودم كه روز بنى قريظه گرفتار آمدم . آنان را كه موى بر چهرهشان رسته بود مىكشتند و آنان را كه موى نرسته بود آزاد مىكردند و من از آنان بودم كه بر چهرهام موى نرسته بود . عمرو بن عاصم از سليمان بن مغيرة ، از حميد بن هلال نقل مىكند كه مىگفته است * ميان پيامبر ( ص ) و بنى قريظه پيمانى بسته شده بود . و چون مشركان احزاب آن همه لشكر آوردند [ بنى قريظه پيمانى شكستند و مشركان را بر رسول خدا ( ص ) يارى دادند ] و چون خداوند لشكريان خود و طوفان را برانگيخت ، گروهى از بنى قريظه گريختند و گروهى در حصن خود ماندند . پيامبر ( ص ) و يارانش اسلحه را كنار گذاشتند . پس آن گاه جبرئيل به حضور پيامبر ( ص ) آمد و پيامبر نشسته بود و جبرئيل به اسب خود تكيه داده بود و با او سخن گفت . پيامبر ( ص ) به مردم فرمود : جبرئيل مىگويد ما هنوز سلاح بر زمين نگذاشتهايم . و چشم و ابروان جبرئيل را غبار گرفته بود و امر داد تا پيامبر به جانب بنى قريظه برود . گويد پيامبر ( ص ) به جبرئيل فرمود : ياران من خستهاند و بهتر آنكه چند روزى به آنان مهلت داده شود . و فرمود : جبرئيل مىگويد هم اكنون به جانب آنان برو و من با همين اسب خود به حصنهاى ايشان مىروم و آنها را متزلزل مىسازم . گويد ، جبرئيل پشت كرد و رفت و فرشتگانى كه با او بودند نيز رفتند ، چنان كه كوچهء بنى غنم را كه از تيرههاى انصار است ، غبار فرا گرفت . پيامبر آمادهء رفتن شد . مردى از اصحاب گفت : اى رسول خدا ، شما بنشينيد . ما اين مهم را كفايت مىكنيم . پرسيد : از براى چه ؟ آن مرد گفت : شنيدم به شما دشنام مىدادند . فرمود : موسى ( ع ) به مراتب بيش از اين از يهوديان آزار ديد . و روى در راه نهاد و چون به نزديك بنى قريظه رسيد ، فرمود : اى همزادان خوكان و بوزينگان ، به سوى من آييد ، به سوى من . گويد ، آنان يك ديگر را گفتند : اين ابو القاسم است و تاكنون ناسزايى از او نشنيده بوديم . گويد ، در جنگ احزاب به شاهرگ دست سعد بن معاذ تير خورده بود و زخم بهبود نمىيافت . دعا كرد كه خداوند او را نميراند تا شكست و بدبختى بنى قريظه را شاهد باشد . گويد ، بنى قريظه در حصن خود بدان نگون بختى دچار شدند و از ميان مردمان ، تن به حكم سعد بن معاذ دادند . گويد ، سعد حكم به قتل جنگجويان و اسارت زن و فرزند ايشان داد . حميد گويد : برخى گفتهاند خانههاى بنى قريظه را به مهاجران دادند . و انصار گفتند : ما با برادران مهاجر خود در خانههاى خود مىنشستيم . و پيامبر ( ص ) فرمود : دوستر مىدارم