ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
53
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) رعل و ذكوان و عصيّة كه از فرمان خدا و رسولش سر پيچيدند نفرين مىكرد . فضل بن دكين از سفيان بن عيينة ، از عاصم نقل مىكند كه مىگفته است شنيدم انس بن مالك مىگفت * پيامبر ( ص ) بر شهيدان بئر معونه فزون از ديگر شهدا اندوه و دلتنگى كرد . سريّة مرثد بن ابى مرثد [ 1 ] پس آن گاه در ماه صفر كه سى و ششمين ماه از هجرت رسول خدا ( ص ) بود مرثد ابن ابى مرثد به سريّهيى به ناحيهء رجيع رفت . عبد اللّه بن ادريس اودى از محمد بن اسحاق ، از عاصم بن عامر بن قتادة بن نعمان ظفرى ، و معن بن عيسى اشجعى از ابراهيم بن سعد ، از ابن شهاب ، از عمر ابن اسيد بن علاء بن جاريه كه از همنشينان ابو هريرة بود نقل مىكردند كه مىگفته است * گروهى از قبايل عضل و قارّة كه از خاندان هون بن خزيمه بودند به حضور پيامبر آمده گفتند : اسلام در ما راه يافته است ، از ياران خود گروهى را به ما فرست تا ما را احكام دين و قرآن و شرايع اسلام بياموزند . پيامبر ( ص ) ده تن از اصحاب خود را با آنان گسيل كرد [ 2 ] ، عاصم بن ثابت بن ابو الاقلح و مرثد بن ابو مرثد و عبد اللّه بن طارق و خبيب بن عدىّ و زيد بن الدّثنة و خالد بن ابو بكير و معتّب بن ابو عبيد را ، برادر مادرى عبد اللّه بن طارق - و اين دو تن اصلا از قبيلهء بلىّ و همپيمان بنى ظفرند - و عاصم بن ثابت را سر آنان قرار داد ، و هم گفتهاند مرثد بن ابو مرثد را سردار آنان كرد . و چون به رجيع رسيدند كه آبى است از قبيلهء هذيل در هدة بر هفت ميلى عسفان [ 3 ] ، مردم آن قبايل از بنى هذيل يارى خواستند و گروهى از بنى لحيان با آنان همداستانى كردند و اصحاب پيامبر ( ص ) ناگاه خود را در ميانهء گروهى شمشير به دست ديدند . آنان هم دست به شمشير بردند . مشركان گفتند : به خدا سوگند ما نمىخواهيم شما
--> [ 1 ] . در مغازى ، ج 1 ، ص 354 عنوان اين سريّه جنگ رجيع ضبط شده است ، همچنين در سيره ابن هشام ، ج 3 ، ص 178 . - م . [ 2 ] . ملاحظه مىكنيد فقط هفت تن را نام مىبرد . واقدى در مغازى ، ج 1 ، ص 355 مىگويد : هفت نفر بودهاند و بعد قول ده نفر را هم مىنويسد ، ابن هشام در سيره ، ج 3 ، ص 178 شمارشان را شش نفر نوشته است ، سهيلى در روض الانف ، و در شرح ديوان حسان ، چاپ اروپا ، ص 66 و شرح مواهب ، ج 2 ، ص 64 هم ده نفر آورده است . - م . [ 3 ] . عسفان نام جايى است نزديك مكه . - م .