ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

38

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) اين جا . فرمود : لواء را بگير . او لواء را گرفت و پيش روى رسول خدا ( ص ) ايستاد . و نخستين تنى كه آتش جنگ را ميان دو سپاه برافروخت ابو عامر فاسق [ 1 ] بود كه با پنجاه مرد از قوم خود به ميدان آمد و گفت : من ابو عامرم . مسلمانان گفتند : اى فاسق ، خوشى و خرمى از تو مباد . گفت : آرى ، قوم من از پس آنكه از مدينه رفتم به بدبختى افتادند . بردگان قريش نيز با او بودند و بناى سنگ اندازى نهادند و مسلمانان هم پاسخ دادند و ابو عامر و ياران او از ميدان گريختند . پس آن گاه زنان مشركان با نواختن دايره و دف به تحريض آنان پرداخته و كشتگان بدر را به خاطر آنها آورده اين اشعار را مىخواندند : ما دختران طارقيم ، بر ناز بالش گام مىنهيم اگر روياروى شويد ، در آغوشتان مىگيريم و اگر پشت كنيد ، به بيزارى رهايتان مىكنيم . رهايى كسى كه دوستدار نيست . [ 2 ] همو گويد ، دو گروه به يك ديگر نزديك شدند و كمانداران مسلمان بر سواران مشركان تير باريدند و گروه هوازن پشت به جنگ كردند . طلحة بن ابى طلحة ، صاحب لواء مشركان ندا داد : چه كسى با من مبارزه مىكند ؟ پس علىّ بن ابى طالب ( ع ) به جنگ او رفت و ميان دو صف روباروى شدند . پس على ( ع ) پيشدستى كرده ضربتى بر سر او زد كه پيشانىاش شكافت و او فرو افتاد - و او را قوچ لشكر مىگفتند . پيامبر ( ص ) چندان خشنود شد كه بانگ به تكبير برداشت و مسلمانان تكبير گفتند و بر اطراف لشكر مشركان حمله بردند چندان كه صفهاى آنان در هم ريخت . پس لواء مشركان را عثمان بن ابو طلحة - كنيه‌اش ابو شيبه - به دست گرفت و پيشاپيش زنها مىرفت و رجز مىخواند و مىگفت : « بر اهل لواء است كه نيزه‌ها را به شايستگى خون آلود كنند يا آنكه نيزه در دست

--> [ 1 ] . ابو عامر از مردم اوس است كه به قصد اظهار مخالفت با رسول خدا ( ص ) ، پس از هجرت به مكه گريخت . پسرش حنظلة از شهداى بزرگوار غزو احد و معروف به غسيل الملائكه است . ر ك : ابن اثير ، اسد الغابه ، ج 2 ، ص 59 ، و ابن هشام ، سيره ، ج 3 ، چاپ مصطفى السقاء ، مصر ، ص 71 . - م . [ 2 ] . نحن بنات طارق * نمشى على النّمارق ان تقبلوا نعانق * أو تدبروا نفارق فراق غير وامق گويند اين ابيات از هند دختر طارق ايادى است كه در جنگ با ايرانيان سروده است . ر ك : سهيلى ، روض الانف ، ج 2 ، ص 129 . - م .