ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
363
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) نقل مىكند كه مىگفته است * چون سعيد بن مسيّب در گذشت ، مردم سخت اندوهگين شدند ، و هيچ كس نبود كه از حضور در حلقهء درس او خوددارى كند . همو گويد : مجاهد را ديدم كه در جلسهء درس سعيد بن مسيّب بود و مىگفت : تا هنگامى كه سعيد بن مسيّب باشد كار مردم رو به راه و به خير است . معن بن عيسى از مالك بن انس نقل مىكند كه مىگفته است * عمر بن عبد العزيز مىگفت : در مدينه هيچ عالمى نبود مگر آنكه علم خود را به من عرضه مىداشت و همگان آنچه را سعيد بن مسيّب مىدانست از براى من نقل مىكردند . معن بن عيسى از مالك بن انس نقل مىكند كه مىگفته است * عمر بن عبد العزيز هيچ قضاوت نمىكرد تا آنكه از سعيد بن مسيّب سؤال كند . يك بار كسى را به پرسيدن مسألهيى فرستاد ، آن شخص سعيد بن مسيّب را فراخواند و به مجلس عمر بن عبد العزيز آمد . عمر بن عبد العزيز گفت : فرستاده اشتباه كرده است ، چه ما او را فرستاده بوديم كه همان جا از تو بپرسد . مرا از قول عبد الرزّاق بن همّام از معمر نقل كردند كه مىگفته است * زهرى را شنيدم كه مىگفته است : از قريش چهار تن را ديدم كه دريا بودند ، سعيد بن مسيّب و عروة بن زبير و ابو سلمة بن عبد الرحمن و عبيد اللّه بن عبد اللّه بن عتبة . محمد بن عمر [ واقدى ] از هشام بن سعد ، از زهرىّ نقل مىكند كه مىگفته است * در مجلس عبد اللّه بن ثعلبة بن صعير عذرىّ حاضر مىشدم و نسب قبيلهام را از او فرا مىگرفتم . مردى كه جاهل به مسأله بود ، پيش او آمد و مسأله پرسيد كه اگر زنى را كسى دو بار طلاق گويد و آن زن را مردى به زنى گيرد و پس آن گاه طلاق گويد ، پس از چه مدتى مىتواند همسر شوهر اول خود شود ؟ گفت : نمىدانم ، پيش سعيد بن مسيّب برو و از او بپرس . زهرى گويد ، با خود گفتم اين مرد بسيار قديمىتر از سعيد بن مسيّب و مدعى است كه ملازم رسول خدا ( ص ) بوده است و در پاسخ اين مسأله درماند . برخاستم و از پى مرد كه مسأله پرسيده بود ، راه افتادم و چون او از سعيد پرسيد ، ملازم محضر سعيد شدم و علم مدينه در اختيار سعيد بود و او و ابو بكر بن عبد الرحمن بن حارث بن هشام و سليمان بن يسار فتوى مىدادند . سعيد از علماء بود و عروة بن زبير دريا بود . همچنين عبيد اللّه بن عبد اللّه بن عتبة و ابو سلمة بن عبد الرحمن و خارجة بن زيد بن ثابت و قاسم و سالم جملگى اهل فتوى بودند و فتوى پس از ايشان بيشتر بر عهدهء سعيد بن مسيّب و ابو بكر بن عبد الرحمن و سليمان بن يسار و قاسم بن