ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
364
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) محمد قرار گرفت و قاسم بن محمد تا ناگزير نمىشد ، از فتوى دادن خوددارى مىكرد . مردان ديگرى نيز همسن يا بزرگتر از ايشان بودند كه فرزندان صحابه بودند و از مهاجران و انصار در شمار مىآمدند و اگر چند مورد سؤال واقع مىشدند ولى با بودن اينان كه بر شمردم ، خود را در زحمت نمىانداختند . گويد : سعيد بن مسيّب در نظر مردم با قدر و منزلت بزرگ بود و پارسا و سختگير و خوشنام . و همواره در حضور فرمانروايان و سلاطين سخن حقّ مىگفت و از معاشرت با ايشان پرهيز مىكرد . و چنان عالم بود كه علم هيچ كس با علم او برابرى نمىكرد و راى صائب و استوار داشت و راى صحيح بهترين ياور است . سعيد بن مسيّب مردى با عزّت و گرانقدر بود و محك آراء ديگران شمرده مىشد و هرگز نمىتوانستم مسألهيى از او بپرسم مگر اينكه بگويم رأى فلان كس در اين مسأله چنين است و رأى ديگرى چنان . و در آن هنگام آراء آنان را مىسنجيد و پاسخ مىداد . مرا از قول مالك بن انس ، از زهرىّ نقل كردند كه مىگفته است * با ثعلبة ابن ابى مالك نشست و برخاست داشتم . روزى مرا گفت : آيا به راستى در طلب علم هستى ؟ گفتم : آرى . گفت : ملازم محضر سعيد بن مسيّب باش . گويد ده سال با او مجالست داشتم كه چون روزى تمام شد . محمد بن عمر [ واقدى ] از مالك بن ابو الرجال ، از سليمان بن عبد الرحمن بن خبّاب نقل مىكند كه مىگفته است * گروهى را از تابعان مهاجران و انصار درك كردم كه در شهر فتوى مىدادند : سعيد بن مسيّب و سليمان بن يسار و ابو بكر بن عبد الرحمن بن حارث بن هشام و ابان بن عثمان بن عفّان و عبد اللّه بن عامر بن ربيعة و ابو سلمة بن عبد الرحمن و عبيد اللّه بن عبد اللّه بن عتبة و عروة بن زبير و قاسم و سالم از مهاجران بودند و خارجة بن زيد بن ثابت و محمود بن لبيد و عمر ابن خلدة زرقىّ و ابو بكر بن محمد بن عمرو بن جزم و ابو امامة بن سهل بن حنيف از انصار . ابو عبيد از ابن جريج نقل مىكند كه مىگفته است * كسانى كه پس از صحابه در مدينه فتوى مىدادند سائب بن يزيد و مسور بن مخرمة بودند و عبد الرحمن بن كعب بن مالك و عبد الرحمن بن حاطب و عبد اللّه بن عامر بن ربيعة - كه اين دو تن در دامان عمر بن خطّاب و به خانهء او بزرگ شده بودند و پدران هر دو هم بدرىّ بودند . [ 1 ]
--> [ 1 ] . ملاحظه مىكنيد كه در اين گونه روايات چه اندازه بى مهرى و كم توجهى نسبت به خاندان محترم رسالت نهفته است . آيا امام بزرگوار حضرت سجّاد و فرزند برومندش حضرت باقر و فرزند برومند ديگرش جناب زيد و ديگر علويان هيچ كدام