ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

337

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) عبد اللّه بن سلام [ 1 ] حمّاد بن عمرو نصيبىّ از زيد بن رفيع ، از معبد جهنىّ ، از يزيد بن عميرة سكسكىّ كه شاگرد معاذ بن جبل بوده نقل مىكند كه * معاذ بن جبل او را فرمود از چهار تن علم آموزد : عبد اللّه بن مسعود و عبد اللّه بن سلام و سلمان فارسىّ و ابو الدرداء عويمر . احمد بن اسحاق حضرمىّ از وهيب ، از ايّوب ، از ابو قلابة ، از يزيد بن عميرة ، از معاذ همين را مىگفت . حمّاد بن عمرو نصيبىّ از زيد بن رفيع ، از معبد جهنىّ نقل مىكند كه مىگفته است * مردى بود - نام او يزيد بن عميرة سكسكىّ كه شاگرد معاذ بن جبل بود . گويد ، چون مرگ معاذ فرا رسيد ، يزيد بر بالين او نشست و به گريه افتاد . معاذ بر وى نگريسته گفت : چه چيز تو را به گريستن واداشته است ؟ يزيد او را گفت : براى بهره‌هاى دنيويى كه از تو مىبردم ، نمىگريم ، ولى بر علمى كه از دست مىدهم ، مىگريم . معاذ گفت : اصل علم پا برجاست و از ميان رفتنى نيست . پس از من علم را نزد چهار تن بياموز : نزد عبد اللّه بن مسعود و عبد اللّه بن سلام كه پيامبر ( ص ) فرمود دهمين شخصى است كه به بهشت داخل مىشود ، و نزد عمر - و البته عمر گرفتار است و به تو نمىرسد - و نزد سلمان فارسى . گويد ، چون معاذ درگذشت ، يزيد بن عميرة سكسكىّ خود را به كوفه و مجلس درس عبد اللّه بن مسعود رساند و ابن مسعود به ديدن او گفت : « همانا كه معاذ بن جبل امّتى بود و فرمانبردار خداوند ، و پاك راى بود و از مشركان نبود » . اصحاب ابن مسعود گفتند : « همانا ابراهيم امتى بود فرمانبردار خداوند و پاك راى بود و از مشركان نبود » . و ابن مسعود باز گفت : « همانا معاذ بن جبل امتى بود فرمانبردار خداوند و پاك راى بود و از مشركان نبود » . ابو نعيم فضل بن دكين از سفيان ، از قول مردى ، از مجاهد نقل مىكند كه * از آيهء « و آن كس كه علم كتاب پيش اوست » [ 2 ] عبد اللّه بن سلام مراد است .

--> [ 1 ] . از يهود بنى قينقاع و نامش حصين بود . به هنگام ورود پيامبر ( ص ) به مدينه مسلمان و از سوى آن حضرت به عبد اللّه موسوم شد . در سال 43 هجرى درگذشت . ر ك : ابن اثير ، اسد الغابه ، ج 3 ، ص 176 . - م . [ 2 ] . بخشى از آيهء 43 از سورهء رعد . براى اطلاع بيشتر از رواياتى كه در مورد اين آيه آمده است . ر ك : شيخ طوسى ، تبيان ، ج 6 ، چاپ نجف ، بدون تاريخ ، ص 267 . - م .