ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
328
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) هر چهارپايى تواند كه به دو رسد ، نزد او مىشتابم . ابو معاوية ضرير از اعمش ، از ابراهيم نقل مىكند كه مىگفته است * عبد اللّه [ ابن مسعود ] مىگفت : هفتاد و چند سوره از دهان رسول خدا ( ص ) فرا گرفتم . وهب بن جرير بن حازم از شعبة ، از ابراهيم بن مهاجر ، از ابراهيم ، از عبد اللّه ، و ابو نعيم فضل بن دكين از ابو الاحوص ، از سعيد بن مسروق ، از ابو الضّحى ، از عبد اللّه بن مسعود نقل مىكنند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) مرا فرمود : برايم قرآن بخوان ، عرض كردم : چگونه براى شما قرآن بخوانم و حال آنكه قرآن بر خود شما نازل مىشود ؟ فرمود : دوست مىدارم . و به نقل وهب در حديث خود ، پيامبر ( ص ) فرمود : دوست مىدارم قرآن را از كس ديگرى جز از خودم بشنوم . من سورهء نساء را براى ايشان خواندم و چون به اين آيه رسيدم كه مىفرمايد « پس چگونه بود ، چون آريم از هر گروهى گواهى را و آريم تو را بر اينان گواه » [ 1 ] فرمود : همين بس است . هر دو راوى گويند عبد اللّه گفت : حضرت را نگريستم ، چشمان ايشان اشك آلود بود . و سپس فرمود : هر كس مىخواهد قرآن را با طراوت بخواند به قرائت ابن امّ عبد بخواند . عبد اللّه بن نمير از اعمش ، از مسلم بن صبيح ، از مسروق نقل مىكند كه مىگفته است * با اصحاب پيامبر ( ص ) مجالست كردم و آنان را پيمانههاى مختلفى يافتم كه برخى يك تن را سيراب مىكند و برخى دو تن و برخى ده تن را و برخى صد تن ، و برخى از آنان چنانند كه اگر جمله مردم زمين از آن آب بياشامند سيراب مىشوند و عبد اللّه بن مسعود از اين پيمانهها بود . عفّان بن مسلم از عبد الواحد بن زياد ، از سليمان اعمش ، از مالك بن حارث ، از ابو الاحوص نقل مىكند كه مىگفته است * گروهى يا تنى چند از اصحاب رسول خدا ( ص ) در خانهء ابو موسى [ اشعرى ] قرآنى را مقابله مىكردند . در اين هنگام عبد اللّه [ بن مسعود ] برخاست و بيرون رفت . ابو موسى گفت : در آنچه خداوند بر محمد ( ص ) نازل فرموده اين داناترين است كه باقى مانده است . عفّان بن مسلم در روايت ديگرى گويد ابو موسى گفت : اگر چنين هم باشد از آن است كه هر گاه ما را به حضور رسول خدا ( ص ) نمىپذيرفتند ، او پذيرفته مىشد و هر گاه ما غايب بوديم ، او حاضر بود .
--> [ 1 ] . آيهء 45 . - م .