ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

329

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) وكيع بن جرّاح از اسماعيل بن ابو خالد ، از ابو عمرو شيبانىّ نقل مىكند كه مىگفته است * ابو موسى اشعرىّ مىگفت تا هنگامى كه اين مرد دانشمند ، يعنى ابن مسعود ، ميان شماست از من چيزى ميرسيد . ابو الوليد هشام طيالسىّ از شريك ، از ابى حصين ، از ابى عطيّة همدانىّ نقل مىكرد كه مىگفته است * نزد عبد اللّه بن مسعود نشسته بودم و مردى آمد و مسأله‌يى پرسيد . عبد اللّه گفت : آيا از كس ديگرى جز از من پرسيده‌اى ؟ گفت : آرى از ابو موسى [ اشعرى ] پرسيده‌ام . و نظر ابو موسى را با وى در ميان نهاد . عبد اللّه بر خلاف ابو موسى گفت و برخاست . پس [ ابو موسى ] گفت : تا هنگامى كه اين مرد دانشمند ميان شماست از من چيزى مپرسيد . يحيى بن عبّاد از حمّاد بن سلمة ، از عاصم بن بهدلة ، از زرّ بن حبيش از ابن مسعود نقل مىكند كه مىگفته است * هفتاد سوره را از دهان پيامبر ( ص ) آموختم و فرا گرفتم و در اين باره هيچ كس به پاى من نمىرسيد . عفّان بن مسلم از عبد الواحد بن زياد ، از سليمان اعمش ، از شقيق بن سلمة نقل مىكند كه مىگفته است * چون دربارهء جمع آورى قرآنها آن فرمان داده شد ، عبد اللّه بن مسعود براى ما سخن راند و از خيانت سخن گفت و اين آيه بخواند : « و هر آن كس خيانت كند ، آيد بدانچه خيانت كرده باشد در روز قيامت » [ 1 ] و افزود كه ايشان در مورد قرآنها خيانت كردند و من قرائت هر كس را كه دوست بدارم مىخوانم و براى من بهتر از قرائت زيد بن ثابت است و سوگند به آن كه جز او خدايى نيست من هفتاد و چند سوره را از دهان پيامبر ( ص ) فرا گرفته بودم و زيد ابن ثابت پسر بچه‌اى كاكل به سر بود و با بچه‌ها بازى مىكرد . و سوگند به آن كه جز او خدايى نيست اگر بدانم از من به كتاب خدا داناتر كسى هست و شتر تواند كه به دو رسد ، به سويش خواهم شتافت . همو گويد ، آن گاه عبد اللّه آن جا را ترك كرد . شقيق كه يكى از راويان است مىگويد : در جلسات متعددى كه اصحاب رسول خدا و ديگران بودند ، نشستم و نشنيدم كسى ادعاى او را رد كند . ابو معاوية ضرير و عبد اللّه بن نمير هر دو از اعمش ، از زيد بن وهب نقل مىكند كه مىگفته است * روزى عمر نشسته بود كه عبد اللّه [ بن مسعود ] آمد . عمر به ديدن او گفت : گنجينه‌يى انباشته از فقه است . و شايد اعمش مىگفت انباشته از علم .

--> [ 1 ] . بخشى از آيهء 161 از سورهء آل عمران . - م .