ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

308

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) است عليك من اللّه السّلام تحيّة * و أدخلت جنّات من العدن راضيا از خداوند بر تو سلام و تحيت باد و خشنود در بهشت عدن شوى . همو گويد * عاتكه دختر عبد المطّلب پيامبر را اين چنين مرثيه گفت : عينىّ جودا طوال الدّهر و انهمرا * سكبا و سحّا بدمع غير تعذير اى دو چشم من ، در طول روزگار بگرييد و اشك بسيار و فراوان ، بى عذر و بهانه فرو باريد يا عين فاسحنفرى بالدّمع و احتفلى * حتّى الممات بسجل غير منزور اى چشم من ، تا هنگام مرگ جويبار اشك روانه كن و بر اين كار پايدار باش و فراوان اشك بريز يا عين فانهملى بالدّمع و اجتهدى * للمصطفى دون خلق اللّه بالنّور اى چشم من ، تلاش كن و اشك بريز بر مصطفى كه از ميان همه خلق خدا نور و پرتو به او مخصوص بود بمستهلّ من الشّؤبوب ذى سيل * فقد رزئت نبىّ العدل و الخير با اشك ريزان سيل آسا ، كه من گرفتار در مصيبت پيامبر ( ص ) سراپا عدل و خير شده‌ام و كنت من حذر للموت مشفقة * و للّذى خطّ من تلك المقادير آرى ، از مرگ آن كسى كه با سرنوشت در خاك مدفون شد ، مىترسيدم و بر حذر بودم من فقد أزهر ضافى الخلق ذى فخر * صاف من العيب و العاهات و الزّور در مورد از دست دادن سپيد چهرهء خوش خلق پر افتخارى كه از هر عيب و ننگ و دروغ پاك بود فاذهب حميدا جزاك اللّه مغفرة * يوم القيامة عند النّفخ فى الصّور همچنان ستوده باش و مغفرت خداى در قيامت و هنگام نفخ صور ، پاداشت باد . همچنين عاتكه دختر عبد المطلّب اين ابيات را سرود : يا عين جودى ما بقيت بعبرة * سحّا على خير البريّة أحمد اى چشم من ، تا زنده‌اى با درد و فراوانى بر احمد بهترين خلق خدا ، بگرى يا عين فاحتفلى و سحّى و اسجمى * و ابكى على نور البلاد محمّد