ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
283
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) عفّان بن مسلم از حمّاد بن سلمة ، از ابو عمران جونىّ ، از ابو عسيم كه خود حضور داشته نقل مىكند كه مىگفته است * چون رسول خدا ( ص ) را در لحد نهادند ، مغيرة بن شعبة گفت : جايى از پاهاى پيامبر ( ص ) درست پوشيده نشده است ، آن را درست كنيد . گفتند : خودت داخل شو و درست كن . پس او در گور شد و دست بر پاهاى رسول خدا ( ص ) نهاد و سپس گفت : خاك بريزيد . پس خاك ريختند و خاك تا نيمهء ساق پاى او رسيد . آن گاه بيرون آمد و مىگفت : من از جملگى شما نسبت به رسول خدا ( ص ) تازه عهدترم . عبيد اللّه بن محمد بن حفص تيمىّ از حمّاد بن سلمة ، از هشام بن عروة ، از عروة نقل مىكند كه مىگفته است * چون پيامبر ( ص ) را در لحد نهادند ، مغيرة بن شعبة انگشترى خود را در گور افكند و بانگ برداشت : انگشترىام ، انگشترىام . گفتند : داخل شو و بردار . پس او در گور شد . سپس گفت : خاك بريزيد . و خاك ريختند و خاك به نيمهء ساق پاى او رسيد . پس بيرون آمد و چون گور را كاملا انباشتند ، گفت : بيرون رويد تا در حجره را ببندم كه من از جملگى شما به رسول خدا ( ص ) تازه عهدترم . گفتند : به جان خودمان سوگند كه اگر براى اين كار انگشترىات را افكندى چه نيكوكارى كردى . محمد بن عمر [ واقدى ] از عبد الرحمن بن ابو الزناد ، از قول پدرش ، از عبيد اللّه ابن عبد اللّه بن عتبة بن مسعود نقل مىكند كه مىگفته است * آخرين كس كه در گور رسول خدا ( ص ) آن حضرت را زيارت كرد مغيرة بن شعبة بود كه انگشترى خود را در قبر افكند و بانگ برداشت كه : انگشترىام ، انگشترىام . پس در قبر شد و آن را برداشت و گفت : انگشترىام را جز از براى اين كار نيفكندم . محمد بن عمر [ واقدى ] از عبد الرحمن بن عبد العزيز ، از عبد اللّه بن ابو بكر بن محمد بن عمرو بن حزم نقل مىكند كه * مغيرة بن شعبة از پس آنكه جملگى از گور بيرون آمدند ، انگشترى خود را در قبر افكند . علىّ ( ع ) فرمود : چنين كردى كه در قبر پيامبر ( ص ) شوى تا همگان بگويند كه وى همان است كه در قبر پيامبر ( ص ) داخل شد اما سوگند به كسى كه جانم بر دست اوست ، هرگز در قبر نخواهى شد . و او را بازداشت . محمد بن عمر [ واقدى ] از عبد اللّه بن محمد بن عمر بن علىّ ( ع ) ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * علىّ ( ع ) به مغيرة گفت : مردم نخواهند گفت كه تو در قبر پيامبر ( ص ) شدى و نخواهند گفت كه انگشترى تو در مرقد مطهّر پيامبر ( ص ) مانده است . و علىّ ( ع ) به تن خويش در قبر شد و انگشترى او را ديد و برداشت و به او بازگرداند .