ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

284

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) محمد بن عمر [ واقدى ] از حفص بن عمر ، از علىّ بن عبد اللّه بن عبّاس نقل مىكند كه * حفص مىگفته است علىّ بن عبد اللّه بن عبّاس را گفتم مغيرة بن شعبه مىپندارد كه از جملگى مردم به رسول خدا ( ص ) تازه عهدتر است . گفت : به خدا سوگند دروغ مىگويد و تازه عهدترين مردم نسبت به رسول خدا ( ص ) قثم ابن عبّاس است ، كه چون كوچكتر كسى بود كه در قبر شده بود ، آخر كسى بود كه از قبر به در آمد . دفن رسول خدا ( ص ) يعقوب بن ابراهيم بن سعد زهرىّ ، از پدرش ، از صالح بن كيسان ، از ابن شهاب نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) ظهر روز دوشنبه رحلت فرمود و مردم بدين اميد كه جوانان انصار كار دفن را انجام خواهند داد ، به كارهاى ديگر پرداخته از دفن آن حضرت بازماندند . شب هنگام ديگر كسى جز از خويشان پيامبر ( ص ) نبود تا بدين مهم مبادرت ورزد ، چندان كه هنگام كندن گور براى پيامبر ( ص ) بنى غنم آواز بيل و تيشه مىشنيدند . و آنان در خانه‌هاى خود بودند . محمد بن عبد اللّه انصارىّ از صالح بن ابو الاخضر ، از زهرىّ ، از قول مردى از بنى غنم نقل مىكند كه مىگفته است * شب هنگام آواز بيل و تيشه شنيدند و پيامبر ( ص ) شبانه دفن شدند . وكيع بن جرّاح از صالح بن ابو الاخضر ، از زهرىّ نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) شبانه دفن شد ، و بنى ليث مىگفتند ما آواز بيل و تيشه را مىشنيديم و پيامبر ( ص ) شبانه دفن شدند . معن بن عيسى از مالك بن انس نقل مىكند كه مىگفته است * از قول امّ سلمة همسر پيامبر ( ص ) براى من نقل كردند كه مىگفته است مرگ پيامبر ( ص ) را باور نكردم مگر هنگامى كه آواز بيلها را از براى كندن گور پيامبر ( ص ) شنيدم . محمد بن عمر [ واقدى ] از عبد الرحمن بن عبد العزيز ، از عبد اللّه بن ابو بكر ، از پدرش ، از عمرة ، از عايشه نقل مىكند كه مىگفته است * از دفن رسول خدا ( ص ) آگاه نشديم تا آنكه در سپيده دمان ( آخر شب ) شب سه شنبه آواز كلنگها را شنيديم . محمد بن عمر [ واقدى ] از معمر ، از زهرىّ نقل مىكند كه مىگفته است