ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

244

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) كفن كرديد ، مرا بر بسترم ، بر كنار گورم در همين خانه بگذاريد و ساعتى بيرون رويد . نخستين كس كه بر من نماز مىگزارد ، حبيب و خليلم جبرئيل ، و سپس اسرافيل و سپس ميكائيل و سپس فرشتهء مرگ با گروهى انبوه از فرشتگان خواهند بود ، آن گاه شما گروه گروه در آييد و بر من نماز گزاريد و درود گوييد و با ستايش و ناله و زارى آزارم مدهيد ، و بايد كه نخست مردان و سپس زنان خاندانم بر من نماز گزارند و آن گاه شما ، و سلام مرا بر اصحابى كه غائبند و بر همهء آنان كه تا روز رستاخيز به دين من مىگروند ، برخوانيد . گفتيم : چه كسى شما را در گور نهد ؟ فرمود : افراد خاندانم با انبوهى از فرشتگان كه آنان شما را مىبينند و شما آنان را نمىبينيد . [ سلام و رحمت خدا بر او بادا . ] احتضار رسول خدا ( ص ) محمد بن عمر [ واقدى ] از حكم بن قاسم ، از ابو الحويرث نقل مىكند كه * پيامبر ( ص ) هر گاه بيمار مىشد بهبود و سلامت از خداوند طلب مىكرد ، ولى در بيمارى ارتحال خود بهبودى خويش را دعا نكرد و مكرر مىگفت : اى نفس ، تو را چه مىشود كه به هر مأوايى چنگ مىزنى ؟ محمد بن عمر [ واقدى ] از ايّوب بن سيّار ، از جعفر بن محمد ( ع ) ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * چون موت پيامبر ( ص ) فرا رسيد ، قدحى از آب خواست و دست خود را خيس كرده به چهرهء خود كشيده مىگفت : خدايا در سختى مرگ مرا يارى فرماى . و سه بار پياپى گفت : اى جبرئيل به نزديك من آى ، اى جبرئيل ، به نزديك من آى . يونس بن محمّد مؤدّب از ليث بن سعد ، از ابن الهاد ، از موسى بن سرجس ، از قاسم بن محمد ، از عايشه نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) را ديدم و رو به موت بود و قدح آبى در كنار داشت و دست در آب كرده به چهرهء خود كشيده مىگفت : خدايا ، مرا در سكرات مرگ يارى فرماى . محمد بن عمر [ واقدى ] از عمر بن محمد بن عمر ، از قول پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * چون موت بر پيامبر ( ص ) نازل شد ، قدح آبى در كنار داشت و دست در آب كرده به چهرهء خود كشيده مىگفت : خدايا ، مرا در سكرات مرگ يارى فرماى . محمد بن عمر [ واقدى ] از معمر ، از زهرىّ ، از عبيد اللّه بن عبد اللّه بن عتبة ، از قول