ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
233
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) پرداختند و پيامبر ( ص ) فرمود : برخيزيد . پس برخاستند و چون آنان بيرون شدند ، رسول خدا ( ص ) همان دم رحلت فرمود [ سلام و درود الهى بر او باد ] . آنچه عبّاس بن عبد المطلّب در بيمارى رسول خدا ( ص ) به على ( ع ) گفت يعقوب بن ابراهيم بن سعد زهرىّ از پدرش ، از صالح بن كيسان ، از ابن شهاب ، از عبد اللّه بن كعب بن مالك ، از عبد اللّه بن عباس نقل مىكند كه مىگفته است * در بيمارى رحلت پيامبر ( ص ) ، على ( ع ) از منزل آن حضرت بيرون آمد . مردم گفتند : اى ابا حسن حال پيامبر ( ص ) چگونه است ؟ گفت : به حمد خداوند بهتر است . ابن عباس گويد : در اين هنگام عبّاس بن عبد المطلّب دست على ( ع ) را گرفته گفت : به خدا سوگند ، هيچ مىدانى كه تو پس از سه روز ديگر درمانده مىشوى ؟ به خدا سوگند من معتقدم و مىبينم كه رسول خدا ( ص ) در اين بيمارى خواهد مرد ، من چهرهء فرزندان عبد المطلّب را نزديك مرگ مىشناسم ، بيا ما را به حضور پيامبر ( ص ) ببر تا از او بپرسيم كه پس از ايشان امارت از كيست ، اگر در ما خواهد بود بدانيم و اگر در ديگران است ، با او سخن كنيم تا دربارهء ما سفارش فرمايد . على ( ع ) گفت : اگر از پيامبر ( ص ) بپرسيم و ما را از آن منع فرمايد مردم هرگز امارت را به ما نخواهند واگذاشت ، پس نبايد هرگز از ايشان بپرسيم . احمد بن عبد اللّه بن يونس از زهير ، از اسماعيل بن ابو خالد ، از عامر شعبى نقل مىكند كه مىگفته است * در بيمارى رحلت رسول خدا ( ص ) مردى على ( ع ) را گفت : من نشانههاى مرگ را در رسول خدا ( ص ) مىبينم . بيا ما را به حضور او ببر تا بپرسيم كه چه كسى جانشين او خواهد بود ، اگر كسى از ما را به جانشينى گماشت كه چه بهتر و در غير آن صورت هم در مورد ما سفارش فرمايد تا پس از او محفوظ باشيم . و على ( ع ) همان سخن را كه وى ( يعنى پيامبر « ص » ) گفته بود ، با او گفت . گويد چون پيامبر ( ص ) رحلت فرمود آن مرد على ( ع ) را گفت : دست پيش آر تا با تو بيعت كنم تا مردم هم با تو بيعت كنند ولى كس ديگرى دست او را گرفت . محمد بن عمر [ واقدى ] از عمر بن عقبه ليثىّ ، از شعبه آزاد كردهء ابن عبّاس ، از ابن عبّاس نقل مىكند كه * عبّاس بن عبد المطلّب فرزندان عبد المطلّب را پيام داد و ايشان را